«باز هم بر می خیزم»

مایا آنجلو یک نویسنده و شاعر آمریکایی است؛ از وی چندین کتاب شعر، زندگی نامه و مقالات و تالیفات بسیاری منتشر شده است. وی در دوران کاری ۵۰ ساله اش اعتبار فراوانی را در زمینه های مختلف کسب کرده و حداقل بیش از سی دکترای افتخاری دارد.
آنجلو با انتشار کتاب «می دانم چرا پرنده در قفس آواز می خواند» اولین زن آمریکایی آفریقایی تبار بود که زندگی شخصی خود را منتشر کرده و به بحث گذاشت. او به عنوان سخنگوی مردم سیاه پوست و زنان مورد احترام است، و آثار او در زمره دفاع از فرهنگ سیاه در نظر گرفته شده اند. اگر چه تلاش هایی برای ممنوعیت کتاب های او در برخی از کتابخانه های ایالات متحده صورت گرفته، اما آثار او را به طور گسترده ای در مدارس و دانشگاه ها در سراسر جهان استفاده می شود.
شعری که ملاحظه می کنید با نام «بر می خیزم» به مناسبت ۸ مارس ۲۰۱۳ به فارسی برگردان شد و در جلسه پالتاکی اتحاد زنان آزادی خواه خوانده شد.
پویا عزیزی

«باز هم بر می خیزم»

مایا آنجلو، نویسنده و شاعر آمریکایی

مایا آنجلو، نویسنده و شاعر آمریکایی

شاید مرا فرودست نوشتی در تاریخ
با تلخی خویشتن ات ، با دروغ ها که به هم بافتی
شاید بر من پاکوفتی در کثافتی بسیار
هنوز اما ، چون گرد و غباری از آن
می خواهم که برخیزم

گستاخی من آیا تو را برمی آشوبد ؟
چرا در اخم احاطه می شوی ؟
راه که می روم طوری مرا می نگری
انگار چاه های نفت را برده ام
و پمپاژ کرده ام به اتاق خانه ام

درست به مانند مهر و ماه
قطعا با جزر و مد
تنها با امیدهای والایشان
بهار را که می آورند
می خواهم که برخیزم

می خواهی مرا فسرده ببینی ؟
سری خم شده و چشم هایی افتاده
از شانه های آویزان چون اشک چشم
ضعف کرده از اشک ریزان روح ؟

آیا سرفرازی من رنجت می دهد
چون افتضاح بزرگی به آن نمی نگری آیا؟
وقتی که می خندم طوری می نگری
انگار در حیاط خلوت خانه
معدنی از شمش های طلا یافته ام

شاید با کلام ات به من شلیک کنی
با چشم هایت مرا بدری
یا از نفرت ات سرشار به کشتنم بدهی اگر
هنوز هم اما ، چون آسمان
می خواهم که برخیزم

شهوت انگیزی من در تو آشوبی به پا می کند آیا؟
چنان شگفتی فرایت می گیرد
وقتی که می رقصم
گویی الماس ها را برداشته ام
و چسبانده ام بر ران هایم

بیرون از این آلونک شرم آور تاریخی
بر می خیزم
بلندتر از گذشته ای که ریشه در درد دارد
بر می خیزم
و اقیانوس سیاهی هستم، جوشان و بی کران
که پیروزی را در جزر و مد خویش می پرورد

شب های وحشت و ترس را می گذارم به پشت سر
برمی خیزم
در سپیده دمی شفاف و شگفت آور
بر می خیزم
و افتخاراتی را می آورم که نیاکانم داده اند
یک رویا هستم من
امید برده من است
بر می خیزم
بر می خیزم
بر می خیزم*

*برگردان شعر از پویا عزیزی

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s