درآمد خانواده‌های كودكان كار زير ۱۰۰هزار تومان

دستگاه‌های دولتی هنوز مسئوليت ساماندهی كودكان كار و خيابان را برعهده نگرفته‌انددرآمد خانواده‌های كودكان كار زير ۱۰۰هزار تومان

با توجه به چندگانگی‌هایی که در مقوله آسیب‌های اجتماعی وجود دارد، سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران نیز که با هدف رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی در سطح شهر راه‌اندازی شده است نمی‌تواند نقشی اساسی در مقابله با پدیده کودکان خیابانی ایفا کند.
تابستان فصل فعاليت كودكان كار و خيابان است. كودكانی كه هر كدام پی آرزويی ساعت‌ها در خيابان دست فروشی می كنند. در بساط‌ شان هم همه چيز پيدا مي شود. كافی است تا مشتری شان را پيدا كنند تا به هر شكلی شده جنس‌شان را بفروشند. در ميان دستگاه‌های مختلف اظهارنظر در مورد اين كودكان متفاوت است. برخی از دستگاه‌ها معتقدند كودكان كار و خيابان بايد ساماندهی شوند، برخی می گويند بايد جمع‌آوری شوند و برخی هم می گويند اين كودكان به شكل مافيايی هدايت می شوند و هيچ برخورد قهری با آنها فايده ندارد. 

دكتر سيدهادی معتمدی مدير كل دفتر آسيب‌ديدگان اجتماعی سازمان بهزيستی چند وقت پيش از بيمه كودكان كار خيابانی خبر داد و گفت: «در صورت تأمين اعتبار ۳ميليارد تومانی از سوی سازمان مديريت و برنامه‌ريزی، سازمان بهزيستی با همكاری موسسات غيردولتی طرح توانمندسازی خانواده‌های كودكان كار خيابانی و بيمه اين كودكان را از سال آينده به طور جدی تری پيگيری خواهد كرد.» ولی هنوز اين كودكان نه تنها بيمه نشدند، بلكه سر و سامانی هم به اين موضوع داده نشده است.امين حسين رحيمی سخنگوی کميسيون قضايی مجلس نيز سال گذشته اعلام كرده بود: «درخواست طرح لايحه حمايت از کودکان و نوجوانان را به مجلس داده ايم. اين لايحه از کودکان کار و خيابانی و همچنين کودکانی که در معرض کودک آزاری قرار دارند حمايت می کند. متاسفانه رسيدگی به مسائلی چون کودکان کار و خيابان در مواقع خاصی چون انتخابات داغ می شوند اما اگر اين لايحه از سوی مجلس هشتم به‌صورت قانون درآيد اين حربه از دست احزاب و گروه ها گرفته خواهد شد. لايحه حمايت از کودکان و نوجوانان بسيار جامع است و اگر تصويب گردد قانونی دائمی و زيربنايی است.» جامعه چشم به اين لايحه دوخته ولی هنوز انتظارشان برآورده نشده و اين لايحه راه به جايی نبرده است.

در اين خصوص مهدی چمران رئیس شورای عالی استان‌ها هم با تاکید بر اینکه طرح مشارکت و همکاری شهرداری‌ها در برنامه‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان روی زمین مانده است، می گويد: «این موضوع تنها برعهده شهرداری نیست و باید بهزیستی، نیروی انتظامی، دادستانی و دادگستری نیز به کمک شهرداری بیایند. شهردار قاعدتا نمی‌تواند رئیس دادگستری را در جلسه خود دعوت کند و خود نیز رئیس شود و کمیته تشکیل دهد؛ پیشنهاد ما این است که محوریت را در شوراها ببریم و هماهنگی برای ساماندهی این کودکان از سوی شهرداری‌ها انجام شود.»

با اين وجود هر روز بر تعداد اين كودكان افزوده می شود. كودكانی كه اينقدر معصوم هستند كه برای آرزوها و شغل آينده خود نيز احساسات و مهربانی به خرج می دهند. كودكانی كه هر روز در خيابان‌ها با آنها مواجه می شويم اما برای فرار از اصرارشان برای خريد كمتر حاضر به گفت وگو با آنهاييم. مريم در بزرگراه خليج فارس گل فروشی می كند. لباس هايش كهنه اما خوش رنگ و لعاب هستند:
چند سال داري؟
۱۰ سال.
چرا گل فروشی می كنی؟
چون همه خواهر و برادرهايم گل می فروشند.
شغل پدرت چيست؟
پدرم با ما می آيد و پشت درخت‌ها می ايستد و مواظب ما می ماند.
چرا خودش گل نمی فروشد؟
می گويد كسی از يك معتاد گل نمی خرد ولی از شما بهتر گل می خرند.
كجاي تهران زندگی می كنی؟
صالح‌آباد.
چطوری خودت را به اينجا می رسانی؟
صبح ساعت ۴:۳۰ ، ۵ وقتی می خواهند گل‌ها را با وانت به اينجا بياورند ما هم سوار وانت می شويم و به اينجا می آييم.
شما و خواهر و برادرهايت درس هم می خوانيد؟
بله. من كلاس چهارم را با معدل ۱۹ تمام كردم. ولی خواهر و برادر بزرگترم نمره‌های خوبی نگرفتند. آنها پنج‌شنبه‌ها مدرسه نمی روند و همين باعث شد كه معدل‌شان پايين بيايد.
دوست داری در آينده چه‌كاره شوی؟ چرا؟
دوست دارم… دوست دارم… معلم بشوم. چون معلم ها خوب هستند.

علی گل فروش ديگری است كه نسبت به سن و سال اش كوچكتر به نظر می آيد. علی ۱۶سالش است و می گويد مجبور است گل فروشی كند:«خب بايد به پدرم كمك كنم.» حاضر جواب است و حين مصاحبه سرش مدام اين طرف و آن طرف می چرخد تا مشتریهايش را از دست ندهد. پدرش كارگری می كند، اما با اين وجود گل‌های علی را هم هر روز پدرش آماده می كند. گل ها را از بازار‌گل‌رضا در بزرگراه شهيد محلاتي تهيه می كند. كلاس اول دبيرستان است و معدلش سال گذشته ۱۷/۹۸ شده است. می خواهد در آينده پليس يا آتش‌نشان بشود. محل زندگی شان هم مرتضی گرد آزادگان است و هر روز با مترو خودش را به محل كارش می رساند.

هانيه هم فال فروشی می كند. دندان های شيری اش ريخته است و حاضر جواب است:
چند سال داری؟
۸ سال.
مدرسه می روی؟
بله… می خواهم بروم سوم دبستان.
معدل كلاس دومت چند شد؟
۱۹ شد.
چرا كار می كنی؟
می خندد…
شغل پدرت چيست؟
پدر ندارم.
فال‌هايت را از كجا تهيه می كنی؟
از جای زيارتی می خرم.
دوست داری بزرگ شدی چه‌كاره شوی؟ چرا؟
معلم… چون معلم‌ها خيلی مهربونن.
خونه شما كجاست؟
بيرجند است اما تابستان‌ها به تهران می آييم و با مادرم فال می فروشيم.
در تهران كجا زندگی می كنی؟
با مادرم شب‌ها در يك ساختمان خرابه می خوابيم. روزها هم در خيابون هستيم.

روال رسيدگی شهرداری به پديده كودكان كار
مرتضی طلایی رئيس شورای اجتماعی و فرهنگی شورای اسلامی شهر، با بیان اینکه روال رسیدگی به پدیده کودکان‌ خیابانی در شهرداری تهران همچون گذشته خواهد بود، به تهران امروز می گويد: سازمان رفاه شهرداری تهران، موظف به جمع‌آوری کودکان خیابانی در تهران و تحویل آنها به سازمان بهزیستی کشور است اما این شیوه به‌علت بروز یک دور تسلسل نمی‌تواند راه حل اساسی برخورد با کودکان کار و خیابان باشد. با توجه به چندگانگی‌هایی که در مقوله آسیب‌های اجتماعی وجود دارد، سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران نیز که با هدف رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی در سطح شهر راه‌اندازی شده است نمی‌تواند نقشی اساسی در مقابله با پدیده کودکان خیابانی ایفا کند.

او ادامه می دهد: در صورتی موضوع کودکان کار و خیابان به شکل ریشه‌ای حل خواهد شد که این پدیده را معلول علل دیگری دانسته و با علت‌های آن برخورد کنیم، درغیر‌این‌صورت جمع‌آوری این کودکان از سطح شهر بی‌فایده است. به گفته اين عضو شورای اسلامی شهر تهران، موضوع برخورد با آسیب‌های اجتماعی، همچون پدیده کودکان کار و خیابان در فصل گرما، فزونی می‌یابد اما پراکندگی در قوانین حوزه آسیب‌های اجتماعی موجب بروز مشکلاتی در امر ساماندهی این آسیب‌ها می‌شود. طلايی ادامه می دهد: شهرداری وظيفه‌ای در مورد اين كودكان ندارد و تنها جمع‌آوری آنها بر عهده شهرداری است. شهرداری كودكان خيابان را به بهزيستی تحويل می دهد. با توجه به شمار روبه افزايش كودكان كار و خيابان در فصل تابستان، مراكز بهزيستی ظرفيت لازم برای تحويل همه اين كودكان را نداشته و پس از مدتی اين كودكان به سطح شهر بازمی گردند.

رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران در ادامه می افزايد: در اين قشر ۶/ ۹۰ درصد پسر و ۴/ ۹ درصد دختر هستند که در مجموع ۹/ ۸۲ درصد بی سواد يا کم سواد هستند. درآمد ۸۰ درصد خانواده اين افراد زير ۱۰۰ هزار تومان است و ۳/ ۲۹ درصد والدين آنها يا طلاق گرفته‌اند يا بدون طلاق رسمی از هم جدا شده‌اند. بسياری از كودكانی كه در خيابان‌ها سرگردان هستند، مجبور به انجام كارهای غيرمتعارفی می شوند، اما بسياری از كودكان به طور مشخص توسط گروه‌هايی به خيابان‌ها آورده شده، از صبح تا شب كار كرده و درآمدشان به جيب افراد ديگر می رود و سهم كوچكی به كودكان پرداخت می شود.*

*برگرفته از سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s