واکاوی یک رویداد! (درباره مراسم چهلم رفیق سیامک اسدیان پس از چهل سال)

باز هم ماه بهمن شد. ماه خون؛ ماهی که هم خاطراتی خوش را در ذهن متبلور می‌کند، هم تلخ. خاطرات خوش آن پیروزی مبارزات توده‌های تحت ستم در رژیم پهلوی و به زیر کشیدن آن است و خاطرات تلخ آن، چنان است که گاها به نظر بخشی از مردم بر دیگری پرده می‌افکند. ناگفته نماند که این دو رقیب تلخ و شیرین می‌تواند برای کسانی برعکس باشد؛ البته با شرایطی متفاوت.
تلخی برای آن دسته از انقلابیونی رقم خورد که علی‌رغم مبارزات پیروزمندانه‌شان به چشم خود دیدند که دستاوردهای انقلاب را چگونه به یغما بردند و هر آن‌کس را که به اعتراض می‌ایستاد را «نستوه و استوار»* بر زمین می‌افکندند؛ و بازماندگان را تا به امروز «خونابه از چشم روان است.»*

به خواندن ادامه دهید

پیشینه نام‌گذاری «روز معلم»

در روز دوازدهم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۴۰ خورشیدی معلمان کشور جهت احقاق حقوق حقه خود دست به اعتراض و اعتصاب سراسری زدند.

معلمین تهران در این روز قصد ورود به محوطه وزارت فرهنگ را داشتند که از ورود آنان جلوگیری به عمل آمد.
معلمان راهی میدان بهارستان شدند و جلو ساختمان مجلس روی زمین به تحصن نشستند. پلیس برای متفرق کردن آنان از ماشین آب‌پاش استفاده کرد ولی معلمان از جای خود تکان نخوردند.

دکتر ابوالحسن خانعلی

دکتر خانعلی دبیر ۲۹ ساله دبیرستان جامی به اتفاق چند دانش آموز به بالای ماشین آب‌پاش رفته و جهت شیلنگ را عوض کردند. در این زمان پلیس شروع به تیراندازی هوایی کرد ولی باز معلمان از جای خود بر نخواستند.
در این هنگام سرهنگ ناصر شهرستانی، رییس کلانتری شماره دو اقدام به شلیک نمود که دکتر خانعلی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در بیمارستان درگذشت.
محمد درخشش رییس جامعه معلمان ایران و رهبر اعتصاب نیز دستگیر و به زندان افتاد.

از آن به بعد اعتراض رنگ سیاسی به خود گرفت و معلمان چهار شرط برای پایان اعتصاب به شرح زیر اعلام کردند:

به خواندن ادامه دهید

مرگ انسان‌ها هم طبقاتی‌ست!

دیکتاتوری سرمایه‌داری فرهنگی را از خود تراوش داده است که حتی ادای احترام و سوگواری برای از دست رفتگان نیز طبقاتی و تبعیض آمیز شده است.

در آبان‌ماه(۹۸) بالغ بر ۱۵۰۰ تن توسط رژیم جمهوری اسلامی به خاطر اعتراض به حق آن‌ها به سیاست‌های حاکم کشته شدند. اما بسیاری حتی کک‌شان هم نگزید؛ از جمله عده‌ای از هنرمندان نان به نرخ روز خور و دنباله رو حکومت که زمان انتخابات با فریب و نیرنگ، آن هم فقط به خاطر منافع خود یقه می‌درند.

به خواندن ادامه دهید

سرکوب توده‌های مبارز و انقلابی توسط نیروی انتظامی

این مزدوران شاغل در نظام شغل‌شان این است که با اعمال وحشیگری در جهت سرکوب مردم محق و معترض به سیاست‌های رژیم بتوانند چند صباحی به عمر ننگین این نظام و حاکمان جنایت‌پیشه‌اش بیفزایند. اما دریغ از آن‌که «دیر نیست، دور نیست، روز رستاخیر خلق!»

تخریب-اموال-مردم-توسط-نیروهای-امنیتی-ایراندر حالی که جوانان انقلابی و مردم به جان آمده خطاب به مزدوران رژیم فریاد می‌زنند «بی‌شرف، بی‌شرف» و در حالی که در بسیاری نقاط جوانان دلاور با دستان خالی و یا با سنگ و چوب جلوی مزدوران مسلح حکومت که سلاح‌شان را به طرف مردم نشانه گرفته‌اند، بی پروا ایستاده و با فریاد «بی ناموس شلیک کن» با آنها مواجه می‌شوند، شاهد هستیم که شعارهایی در بعضی ویدیوها نمایش داده می‌شوند که مضمون آنها درخواست حمایت از سوی نیروی سرکوبگر می‌باشد.

این گونه شعارها که بیشتر از سوی کانال‌های تلویزیونی وابسته و ارتجاعی برجسته می‌شوند به هیچ رو یک رویکرد غالب نخواهد بود. تجربه خیزش‌های سال ۸۸ و ۹۶ نشان داده است که این گونه شعارها توسط عوامل رژیم در میان جمعیت خشمگین سر داده شده و برخی هم ناآگاهانه آن را تکرار می‌کنند.

به خواندن ادامه دهید

زلزله، همبستگی مردم، رسوایی جمهوری اسلامی!

زلزله فاجعه بار روز یکشنبه ٢١ آبان امسال در مناطق غرب ایران و عراق با به جا گذاردن صدها کشته و بر اساس برخی گزارشات بیش از ده هزار مجروح و دست کم ١٨٠٠ میلیارد تومان خسارت، بار دیگر ماهیت به غایت ضد مردمی رژیم تبهکار جمهوری اسلامی را از ورای نتایج مرگ بار خویش در مقابل دید همگان قرار داد. نمایش هزاران خانه ویران شده که بر اثر زلزله بر سر مردم دردمند و محروم خراب شده اند، تل های سهمگین خاک و سیمان که عدم آوار برداری سریع از آن ها صدها تن را زنده زنده در زیر لایه های خود مدفون کرده، مادران داغدیده، مردان در هم شکسته و مستاصل، کودکان بهت زده و یتیم و سیل اشک و آهی که با امواج خشم و نفرت علیه جمهوری اسلامی عجین شده است، همه و همه توصیف گر نتایج حاصل از سلطه یک رژیم ضد خلقی ست که با عملکردهای خویش و تحمیل فقر و نداری گسترده به توده ها، نتایج مرگ بار حاصل از طغیان طبیعت را در ابعادی دو چندان، مانند پتک بر حیات مردم رنج دیده کرمانشاه و سرپل ذهاب و ازگله و… کوبیده است. به خواندن ادامه دهید

چرا نباید در انتخابات تحت حاکمیت جمهوری اسلامی شرکت کرد؟

جمهوری اسلامی در حال سازمان دادن کارزار دیگری زیر نام «انتخابات» ریاست جمهوری ست و این روزها همین مساله به موضوع مورد بحث در بین بسیاری از نیروهای سیاسی و مردم تبدیل شده است.

لنین در کتاب دولت و انقلاب به نقل از کارل مارکس در مورد ماهيت دمکراسی سرمایه داری و انتخابات آن می گوید: سرمایه داری و طبقه حاکم «هر چند سال یک بار به ستم کشان اجازه می دهند تصميم بگيرند که از ميان طبقۀ ستم گر چه کسی در پارلمان نماینده و سرکوب کنندۀ آنان باشد!»(۱)

البته هنگامی که سخنان مارکس را با توجه به اصل مارکسیستی «تحلیل مشخص از شرایط مشخص» در چارچوب سیستم اقتصادی- سیاسی حاکم بر ایران و منافع طبقه حاکم بررسی می کنیم می بینیم که حتی یک انتخابات با ماهیت دمکراسی سرمایه داری، تا به امروز در رژیم جمهوری اسلامی برقرار نبوده است. در نتیجه این عمل کاملا اشتباهی ست که عده ای با استناد به جمله بالا از قول مارکس در یک تحلیل مشخص از شرایط مشخص ِحاکم بر ایران می کوشند شرایط ایران با جوامع سرمایه داری مورد اشاره مارکس یکسان جلوه دهند. در جامعه تحت سلطه ایران ستم کشان مانند جوامع کلاسیک سرمایه داری حتی اجازه نمی یابند هر چند سال یک بار، از میان ستم گران یکی را برای ادامه مناسبات وابسته به امپریالیسم حاکم انتخاب کنند.
به خواندن ادامه دهید

در تعهد هنر

با توجه به رخدادهایی که اخیرا در باب سینما و هنر در جامعه داخل و خارج ایران پیش آمده است(جوایز جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ به اصغر فرهادی و شهاب حسینی، مرگ کیارستمی، سریال شهرزاد و…) و با توجه به نظرات متفاوتی که توسط مردم در مورد هنرمندان و جهت گیری های سیاسی ـ اجتماعی شان مشاهده می شود، بر آن شدم تا توجه دوستان و رفقای گرامی را به مصاحبه ای که با شاعر آزادی احمد شاملو در باب «در تعهد هنر» صورت گرفته است، جلب نمایم.
پریسکه

– به نظر شما شعر هنرى آزاد است يا ملتزم؟
– اصولاً هنر ملتزم نيست يعنى هيچ‏ گاه التزام و تعهد نقشى در آفرينش هنرى بازى نمى‏ كند. التزام امرى شخصى و فردى است. در موسيقى موزار هيچ تعهدى به چشم نمى‏ خورد و مى‏ توان گفت آثار او فقط موسيقى خالص است در حالى كه مثلاً باخ را مى‏ شود متعهد به كليسا دانست يا مثلاً وان‏گوگ را، صرف نظر از طرح‏ هاى نخستين اش، نقاشى فاقد تعهد به شمار آورد هر چند كه اين موضوع در روزگار آن‏ ها مطرح نبوده است. اما التزام هنرمند بايد انسانى باشد. التزامى فارغ از قيد و بند فرقه‏ گرائى و تحزب. التزامى فارغ از سياست و تنها در راه تعالى انسان. اما به هر تقدير اثر هنرى پيش از آن‏ كه بار تعهد يا التزامى را به دوش بكشد بايد هويت هنرى خود را ثابت كند. حافظ نه به اين دليل كه بيش از شاعران ديگر غم خوار انسان و دشمن رياكارى بوده بر قله غزل فارسى پايدار مانده. تعهد او فرع استادى و قدرت غزل سرایی اش است. ماياكفسكى – شاعر انقلابى – التزام و تعهد اجتماعى شاعر را اساس كار قرار مى‏ داد و مى‏ گفت شاعر بايد براى نوشتن شعر از اجتماع سفارش قبول كند و شعر را «محصول سفارش اجتماعى» مى‏ خواند. او فراموش كرده بود كه نخست بايد شاعر بود تا بتوان به سفارش جامعه پاسخ شايسته داد، و گر نه بسيار بودند كسانى كه به همان راه او رفتند و نامى باقى نگذاشتند. من هم شعر پريا را مستقيماً به سفارش اجتماع نوشتم. جامعه كه با كودتاى ۱۳۳۲ لطمه نوميدانه شديدى خورده بود به آن نياز داشت و من كه در متن جامعه بودم اين نياز را درک كردم و به آن پاسخ گفتم. آن هم با زبان خود توده. و توده هم بى درنگ آن را تحويل گرفت و برد. لازم اش داشت و من اين لزوم را با پوست و گوشت ام احساس كرده بودم. پس شعرى بود محصول لزوم و اقتضا. اقتضاى وارستگى، نه اقتضاى وابستگى. اقتضاى ايثارى نه اقتضاى بيعارى. اين شعر منباب مقايسه در همان تاريخى نوشته شد كه مثلاً شاعر ديگرى سرگرم صادر كردن چنين چيزهائى بود.

در تعهد هنر ـ احمد شاملو به خواندن ادامه دهید

خطاب به جشنواره جهانی فیلم در مونترال کانادا

نوشته ای که در زیر ملاحظه می نمائید، ترجمه فارسی متنی است که در افشاگری از رژیم منفور جمهوری اسلامی در مقابل ساختمان جشنواره جهانی فیلم در شهر مونترال کانادا، در روز پنج شنبه بیست و هفتم اوگوست ۲۰۱۵، توسط فعالین چریک های فدائی خلق ایران در تورنتو، به زبان انگلیسی خوانده شد.

خطاب به جشنواره جهانی فیلم در مونترال کانادا:
شرم بر شما به خاطر نمایش فیلم «محمد» به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره، فیلمی که با هزینه بیش از ۱۱۰ میلیارد تومان (۵۰ میلیون دلار) توسط دولت جنایت کار ایران ساخته شده است.
بودجه این فیلم، پول خون هزاران نفر از هنرمندان، نویسندگان، روزنامه نگاران، دانشجویان، زنان و کارگران ایرانی است که تنها به خاطر مخالفت و اعتراض به رژیم جمهوری اسلامی ایران به حبس و مجازات، شکنجه و غالبا به اعدام محکوم می شوند.
شرم بر شما که نه از مبارزات مردم ایران، بل که از یک فیلم دولتی طرفداری و حمایت می کنید، فیلمی که توسط وحشی ترین رژیمی که در تاریخ اخیر ایران وجود داشته ساخته شده است.

فیلم «محمد» که توسط رژیم جنایت کار، خون ریز و سرکوب گر ایران ساخته شده، در خدمت لاپوشانی و سرپوش گذاشتن بر فقر، سرکوب و خفقانی قرار دارد که این دولت، وحشیانه بر مردم ایران تحمیل کرده است. نمایش فیلم «محمد» یکی دیگر از تهاجمات فرهنگی رژیم جنایت کار ایران می باشد.

خطاب به جشنواره جهانی فیلم در مونترال کانادا به خواندن ادامه دهید

درباره «تفاهم» هسته ای اخیر!

جمهوری اسلامی و دولت های معروف به ۵+۱ در مذاکرات خود در رابطه با پروژه هسته ای جمهوری اسلامی به «تفاهم» رسيده و اين تفاهم به صورت بيانيه مشترکی در روز پنجشنبه (۱۳ فروردين ماه) در لوزان سوئيس به طور رسمی اعلام شد. اين مذاکرات در واقع ادامه مذاکراتی است که سال هاست بين طرفين ادامه داشته و در نوامبر ۲۰۱۳ هم به توافق نامه ای که آن را «برنامه اقدام مشترک» می ناميدند منجر شده بود. البته قرار است توافق اصلی که چهارچوب آن اکنون اعلام می شود در آخر ماه ژوئن (۱۱ تير ۱۳۹۴) قطعيت يافته و به امضای همه طرف های مذاکره برسد.

اهميت تفاهم اعلام شده قبل از رسیدن به توافق قطعی صرفا در اين است که این تفاهم رسما از یک طرف چهارچوب آنچه بر سر پروژه هسته ای جمهوری اسلامی خواهد آمد را روشن می سازد و از طرف دیگر بیان گر آن است که سردمداران جمهوری اسلامی با امضای تفاهم مذکور به چه خفت و خواری ای در مقابل چشم جهانيان تن داده اند.

درباره "تفاهم" هسته ای اخیر! به خواندن ادامه دهید

سیاهکل از نگاه نسل جوان

متن صحبت های صمد بهادری طولابی در مراسم بزرگداشت دو روز تاریخی، یعنی ۴۴مین سالگرد رستاخیز سیاهکل (۱۹بهمن۱۳۴۹)  و ۳۶مین سالروز قیام پرشکوه بهمن ۱۳۵۷ در استکهلم ـ سوئد

با درود به حضار محترم.

ضمن گرامی داشت یاد و خاطره رزمندگان سياهکل که درمقطعی از تاريخ کشورمان در تاريکی چون ستاره درخشيدند و راه رهايی را روشنی بخشيدند، چهل و چهارمین سالگرد رستاخیز سیاهکل و سی و ششمین سالروز قیام پرشکوه بهمن را گرامی می دارم.

به عنوان کسی که پدرش را جمهوری اسلامی در ۱۴ بهمن سال ۱۳۶۰، اعدام نموده و در زمان تيرباران پدرش کودکی بيش نبوده قرار است با شما در مورد رستاخيز سياهکل صحبت کنم. با توجه به آنچه که گفتم روشن است که قصد دارم در مورد رويدادی سخن گويم که سال ها بعد از وقوع اش، با آن آشنا شده ام. از آنجا که پدرم رفيق «محمد حسن بهادری طولابی» يک فدايی بود. من هم به عنوان تنها بازمانده او، از وقتی که خودم را شناختم طبيعتا به پرس و جو پرداختم تا پدرم و دلايل اعدام او و در نتيجه سازمان چريک های فدايی خلق را بشناسم. از طريق همين پرس و جوها بود که خيلی زود با اين رويداد بزرگ تاريخی آشنا شده و کنجکاو شدم که درباره اش مطالعه و تحقيق کنم.

بزرگداشت ۴۴مین سالگرد رستاخیز سیاهکل و ۳۶مین سالروز قیام پرشکوه بهمن، استکهلم ـ سوئد

به خواندن ادامه دهید