جاودان باد یاد و خاطره گروه آرمان خلق!

برفی سنگین تمام شهر خفته را به رنگ لباس عروس، سفید کرده بود. ولی از شادی و نشاط خبری نبود. نکبت، ترس و خفقان بر گستره خانه بزرگ ما خیمه زده بود.
ھیچ صدای اعتراضی نبود. روحیه‌ی بی اعتمادی در فضا موج می‌زد. چاپلوسی و ریا به بقا و دوام استبداد یاری می‌رساند. زندگی یکنواخت و تکراری مردم، بی حرکت و خاموش زير سلطه فقر و سرکوب جریان داشت. اين سیمای جامعه ما در ساله‌ای دهه چهل بود. شرايطی که سرکوبگری‌های ديکتاتوری شاه و شکست مبارزات پیشین رکود و خمود را بر جامعه حاکم کرده بود.

در چنین شرایطی بود که رفقای «آرمان خلق» تلاش خود را آغاز کردند، آموختند، خروشیدند و جان بر سر آرمان‌شان که رهایی «خلق» در بند بود نهادند.

جاودان باد یاد و خاطره گروه آرمان خلق! به خواندن ادامه دهید

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق محمد حسن بهادری طولابی

کـُومی چَشَه که بئینَت ئو وِ گوش دل نیارَت
کـُوم دلَ طاقت بیارَه ئو وِ خاطِر نَسـپارَت*

چریک فدایی خلق رفیق«محمد حسن بهادری طولابی»

چریک فدایی خلق رفیق محمدحسن بهادری طولابی

باز هم بهمن است و باز هم یاد پدر!
چریک فدایی خلق «رفیق محمد حسن بهادری طولابی» که در ۲۱ آبان ۱۳۶۰ شناسایی و دستگیر شد و کمتر از ۳ماه در ۱۴ بهمن ۱۳۶۰ به جوخه تیرباران سپرده شد.

پدر تلاش می‌کنم راهت را ادامه دهم.
تا همیشه در یاد منی.
صمد ۱۴ بهمن هر سال.

محمد حسن بهادری طولابی با نام سازمانی کسری در هفتم خرداد ۱۳۳۷ در شهر خرم آباد به دنیا آمد و در نوجوانی جذب قصه‌های آموزگار آزادگی صمد بهرنگی شد و در جوانی اندیشه‌های وی با تفکرات صمد آمیخته گشت که ماحصل آن شروع مبارزه‌ای پرشور از طرف یکی از فرزندان سرزمین همیشه مبارز لرستان بود.

به خواندن ادامه دهید

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق عبدالرضا نصیری

رفیق عبدالرضا از گنجینه‌های دهه سیاه شصت بود که زیر خاک خون چکان و تاریخ عشق میهن تلخ دفن شد.
با لبخندی دلنشین سلامت می‌داد و با آغوشی گرم و رفیقانه که از جان تشنه‌اش نیرو می‌گرفت بغل‌ات می‌کرد. رفیق نیز مانند هزاران هزار فرزندان آفتاب و گل سرخ رویای زندگی انسانی و بهتر را مشترکا زیست.
هنوز خنده و شادی‌اش از ریختن ویرانه‌های ستم و استثمار شاهنشاهی بر چهره صمیمی و نازنین‌اش خشک نشده بود که بارها میز کتاب‌اش و خودش مورد حمله فالانژیست‌های حزب اللهی قرار گرفت و با سر و صورتی خونین و مالین روانه بیمارستان شد.

نوجوانی‌اش را بر سنگ فرش‌های فرسوده نظام درندگان ستم‌شاهی آگاهانه و آزادانه هزینه آزادی و برابری کرد و جوانی‌اش چون گلی در مرداب جمهوری جنایتکاران اسلامی پر پر شد. از یادها و یاران استواری بود که برای نور و سرود جنگید.

رفیق عبدالرضا نصیری

به خواندن ادامه دهید

گرامی باد یاد و خاطره چریک فدایی خلق رفیق حمیدرضا نصیری

رفیق حمیدرضا نصیری
زادگاه: لرستان ـ خرم آباد
تاریخ دستگیری: ۱۳۶۰‏‏ ‏
محل دستگیری: خرم آباد
وابستگی سازمانی: سازمان چریک‌های فدایی خلق (اقلیت)
تاریخ اعدام: شهریور ۱۳۶۷ زندان گوهردشت

رفیق حمید را همه دوست داشتند؛ لبخند، عشق و محبت‌اش در ذهن و قلب تاریخ حک شده است. حمید را از زبان دو تن از رفقایش بشنوید، از شاهدان چشم‌بند زده دهه سیاه شصت و زمان شاه که از شاهدان همیشه زنده و مستند تاریخ هستند.

هر دوی این رفقا هم‌خطی و یا تشکیلاتی رفیق حمیدرضا نصیری نبوده‌اند.

روایت اول از رفیق «م»:
شرح مختصری از زندگی سال‌هاست که می‌خواهم به عنوان یکی از نزدیکترین دوستان «حمیدرضا نصیری» چیزی بنویسم اما نمی‌شود، نمی توانم، هر بار درمی‌مانم که آن همه عظمت را چگونه می‌شود در صفحه‌ی کاغذ جا داد.
اکنون نیز به درخواست دوست بسیار عزیزی که پس از تلاش‌های فراوان توانسته عکسی از او به دست آورد اینها را می‌نویسم.