آواتار ناشناخته

به یاد رفیقی از «گروه آرمان خلق» زنده یاد حسین کریمی

رفیق حسین کریمی در سال ۱۳۳۱ در استان لرستان در خانواده‌ای نمیه مرفه چشم به جهان گشود. دوره ابتدایی و دبیرستان را در شهر زادگاهش، بروجرد گذراند.

او ورزشکار بود و به ورزش کردن اهمیت زیادی می‌داد. والیبالیست خیلی خوبی بود؛ به ھمین دلیل ھم در تابستان زمین والیبال باشگاه جوشن در قرق حسین و دوستانش بود و بازی والیبال آنها تماشاچی بسیاری داشت.

پانزدهم خردادماه ۱۳۴۲ قیام مردم مبارزی که برای سرنگونی رژیم سفاک پهلوی به‌پاخاسته بودند در او اثر بخشید و تحلیلی از این قضایا را برادرش ناصر برایش روشن ساخت. رفیق حسین به وسیله برادرش با رفقا هوشنگ ترگل و بهرام طاهرزاده و همایون کتیرایی آشنا شد. این آشنایی به دوستی مبارزاتی مبدل و در سال ۱۳۴۵ گروه آرمان خلق پی‌ریزی شد.

رفیق حسین در رابطه با گروه، با رفیق ناصر مدنی آشنا گردید. در اواخر سال ۱۳۴۷ رفقا هوشنگ ترگل و بهرام طاهرزاده که از زندان آزاد شده بودند با خود خط مشی مبارزه مسلحانه را برای گروه به ارمغان آوردند. رفیق حسین در ارتباط با گروه همانند رفقای همرزم خود برای نابودی استثمار و ریشه‌کن کردن ظلم، دست به اسلحه برد؛ چراکه رژیم دیکتاتور پهلوی به ویژه پس از کودتای ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲، جوی پادگانی راه انداخته و اداره‌ی ساواک و مزدورانش برای کنترل جامعه، پایه‌ریزی شد؛ حتی فضای مثلا باز سیاسی‌ای که بین سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ به وجود آمده بود هم پس از قیام پانزده خردادماه ۱۳۴۲ و کشتار خونین مردم راه به جایی نبرد و اختناق دوباره‌ای که رژیم بر جامعه حاکم نمود عملا همه‌ی راه‌های رسیدن به آزادی را سلب کرده بود و تنها راه پیشِ رو اعمال قهر انقلابی توده‌ها در برابر قهر ضد انقلابی رژیم بود.

رفیق حسین مبارزی سرسخت در راه هدف‌های انسانی خود بود. او در فروردین‌ماه سال پنجاه در درگیری مسلحانه‌ای که بین او و دو تن از رفقایش با پلیس رخ داد زخمی و دستگیر شد. بعد از این دستگیری، رفیق با بدن زخمی به شکنجه‌گاه دژخیمان برده می‌شود و در نهایت با مقاومت زیر وحشیانه‌ترین شکنجه‌های ساواک خونش را تقدیم هم‌میهنانش می‌کند. او در مکتب رزم خلق آموزش سیاسی دیده بود و در کلاس درس رفیق و برادر همراهش آموزش جنگ. مزدوران ساواک در حالی او را زیر شکنجه‌های خود به شهادت رساندند که حتی نام او را هم نمی‌دانستند ولی امروز خلق مبارز می‌داند که نام آن قهرمان آزادی‌خواه، رفیق شهید حسین کریمی بوده است.

یکی دو هفته پس از کشته شدن رفیق حسین، ساواک پدر او را در بروجرد بازداشت و به تهران منتقل می‌کند. ھمزمان با آن برادر کوچکتر رفیق هوشنگ ترگل و عده‌ای دیگر را هم بازداشت می‌کنند. ساواک با گرفتن تعهد از پدر رفیق حسین از او می‌خواهد که پیکر بی جان او را به بروجرد منتقل نکند و مراسمی رسمی برای او نگیرد تا آنها پیکر زخمی و شکنجه شده‌ی رفیق را به خانواده تحویل دھند. به همین دلیل هم از روی اجبار رفیق حسین کریمی را در قطعه ۳۳ بهشت زھرا در تهران دفن کردند.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!

بیان دیدگاه