یکی از خطرناکترین پیامدهای تداوم خشونت، «عادیشدن» آن است. روان انسان برای ادامه کارکرد روزمره نمیتواند برای مدتی طولانی در سطح یکسانی از اضطراب و برانگیختگی باقی بماند و در نتیجه در برابر تکرار اخبار دردناک ممکن است به تدریج حساسیت هیجانی خود را از دست بدهد. این فرایند را میتوان نوعی حساسیتزدایی روانشناختی دانست. تداوم انتظار اخبار جنگ، اعدامهای روزانه، بازداشت شهروندان معترض و کنشگران مدنی-سیاسی و پر کردن زندانها از آنها، عدم پاسخگویی به خانوادههای داغدار/دادخواه و بحران اقتصادیای که جامعه را زیر فشار شدید قرار داده است، راهی نگذاشته جز اینکه زندگی روزمره ادامه پیدا کند و به تدریج فاصله میان آنچه هولناک است و آنچه عادیست کمتر شود.
به خواندن ادامه دهیدبایگانی دستهها: اخبار سیاسی
تطهیر ساواک تحریف نیست؛ سلاخی حقیقت و سقوط اخلاق انسانیست!
تطهیر ساواک فقط تحریف تاریخ نیست؛ اعلام جنگ علیه حافظهی جمعی و تاریخی یک ملت است. سلاخیِ حقیقت در بارگاه تاریخ است. هر کسی که امروز آرم ساواک را بر سینه میزند و به آن افتخار میکند در واقع به زندانیای که زیر کابل و شلاق بیهوش شد، به انسانی که زیر بازجویی استخوانهایش شکست و به نسلی که در خفقان نفس کشید، میگوید «دروغ میگویی!» و یا اینکه «حقت بوده!» چرا که طالبان سلطنت به خاطر بیسوادی تاریخیشان _حتی اگر برخا اندک مطالعهی تاریخیای دارند و یا مستنداتی را مشاهده کردهاند_ روایتشان از تاریخ، سرشار از دروغ و تحریف بوده است؛ به همین خاطر بر این باورند که ساواک شاه هیچ شکنجه و جنایتی را علیه جامعه انجام نداده است؛ که اگر این کار را کرده بود، حکومت پهلوی سرنگون نمیشد.
این فقط یک اختلاف سیاسی نیست؛ گردن زدن حقیقت و سقوط اخلاقی و انسانی است.
به خواندن ادامه دهیددربارهی وابستگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم!
جمهوری اسلامی رژیمی وابسته به امپریالیسم است که توسط امپریالیستها در کنفرانس گوادلوپ جهت سرکوب انقلاب مردم به قدرت رسید. این رژیم از همان ابتدا در تبلیغات فریبکارانهاش مدعی “استقلال” و “مبارزه با استکبار جهانی” بوده است. واقعیت این است که این تبلیغات دروغین باعث فریب خیلیها از جمله بخشی از مخالفین این رژیم هم گشته است. امروز در صفوف مخالفین جمهوری اسلامی در حالیکه به طور وسیعی از اهمیت تعیین کننده کنفرانس گوادلوپ جهت روی کار آمدن این رژیم سخن گفته میشود اما با این همه جمهوری اسلامی را رژیمی وابسته به امپریالیسم نمیشناسند. از سوی دیگر به خصوص به دنبال فروپاشی شوروی تبلیغات بورژوايی در تلاش است که اساسا امپریالیسم را نیز امری قدیمی و نامربوط به شرایط کنونی جا بزند. تحریفی که به عدم درک ماهیت واقعی جمهوری اسلامی کمک میکند. به همین دلیل هم در این نوشته در ابتدا تلاش میشود تا معنای واقعی امپریالیسم طرح گشته و سپس به سرسپردگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم پرداخته شود.
به خواندن ادامه دهید«دموکراسی» بورژوایی سوئد در حمایت از دیکتاتوری حاکم بر ایران!
حمید نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت که در سال ۱۳۹۸ در سوئد دستگیر و با بوق و کرنا در دادگاههای سوئد به جرم مشارکت در قتل عام زندانیان سیاسی ایران در دههی شصت و به ویژه سال ۱۳۶۷ به حبس ابد محکوم شده بود؛ سرانجام در جریان تبادل زندانی با یوهان فلودرس و سعید عزیزی، شهروندان سوئدی آزاد شد و به ایران بازگشت.
یوهان فلودروس ظاهرا یک دیپلمات سوئدی است که در بهار سال ۱۴۰۱ برای «سفر گردشگری» به همراه چند تن از دوستان خود به ایران سفر کرده بود اما هنگام بازگشت در روز ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۱ بازداشت شد.
به خواندن ادامه دهیددرباره مجازات سران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی!
این مقاله در سال ۱۳۸۵ نوشته شده است!
ارنستو چِه گِوارا میگوید «علیرغم آن که ممکن است این حرف مسخره به نظر بیاید، اجازه دهید بگویم که یک انقلابی واقعی با احساسات عشق است که هدایت میشود.» آری، قدرت محرکه کمونیستها عشق به آزادی، عشق به رهایی تودههای مردم از دستهای خونآلود سرمایهداری جهانی و عشق به انسانیت است. آنها نه با وعدهی داشتن جایگاه مخصوص در بهشت است که جان خود را بر کف گرفته و به جنگ دشمنان خلق میروند بلکه با آگاهی بر این واقعیت که آزادی بشریت از یوغ سرمایهداری به رهبری و پیشگامی آنها و به دست پر قدرت و پر توان تودههای عظیم کارگران و زحمتكشان تحقق میپذیرد است که سرنگونی سرمایهداری جهانی و حامیان بومیاش را سازماندهی میکنند.
به خواندن ادامه دهیدآیا انقلاب پیشارو در ایران یک انقلاب «زنانه» است؟
در یک نظر سنجی از مخاطبان پریسکه در مورد این پرسش، قریب به ۸۵ درصد از پاسخ دهندگان، پاسخ منفی (انقلاب پیشارو در ایران زنانه نیست.) و ۱۵ درصد پاسخ مثبت (انقلاب زنانه است.) دادند.
این نظر سنجی به صورت ناشناس انجام شده و حیطه آن هم به هیچ وجه وسیع نبوده است اما نتیجه این حرکت در حد و اندازه خودش نشان میدهد که تبلیغات مدیای اصلی در تحمیل شعارها و به ویژه قلب واقعیت آنچه که در جنبش انقلابی داخل میگذرد را نمیتوان به کل جامعه تعمیم داد. به ویژه آنکه اگر شبیه این نظر سنجی به صورت دمکراتیک و ناشناس در کانالهای عمومی و در سطح گسترده انجام شده بود به نظر نویسنده این سطور حتما حقایق بیشتری در مورد پرسش بالا و تبلیغات مسلط به دست میداد.
اما خارج از بزرگی و کوچکی این نظرسنجی، آنهم در یک صفحه با مخاطبین محدود، این پرسش برای من فرصتی ایجاد کرد تا در رابطه با این موضوع مهم نکاتی را با خوانندگان و افکار عمومی که این روزها بدون شک مسایل جاری جنبش را با حساسیت تعقیب میکنند در میان بگذارم.
کارل مارکس به عنوان یکی از بزرگترین اندیشمندان منتقد جامعهی نابرابر سرمایهداری میگوید: آزادی زن معیار سنجش آزادی جامعه است!
همچنین در جریان انقلاب روسیه که برای اولینبار و جلوتر از بسیاری از کشورهای پیشرفتهی سرمایهداری حق رای برای زنان و برابری آنان در بسیاری از زمینهها را به رسمیت شناخت، لنین در باب شرکت زنان در انقلاب تاکید میکند: بدون زنان به عنوان نيمی از افراد جامعه، انقلاب امکانپذیر نیست، همچنان که بدون پيروزی انقلابِ طبقه کارگر، آزادی و رهایی زنان از قيد رنج و ستم ناممکن میباشد.
گزارشی از تظاهرات در حمایت از مبارزات مردم – نروژ
روز شنبه ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲ برابر با دوم مهرماه ۱۴۰۱ تظاهراتی اعتراضی علیه سیاستهای سرکوبگرانهی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در پی اقدام به قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی توسط مزدوران گشت ارشاد که در میان مردم به «گشت کشتار» معروف است، در شهر استاوانگر واقع در جنوب غربی نروژ برگزار شد.
در این تجمع اعتراضی صدها تن از ایرانیان آزادیخواه از همه قومیتها و ملیتها متحدانه در کنار هم علیه دشمن مشترک خود یعنی رژیم جمهوری اسلامی در Byparken پارکی در مرکز شهر گرد آمدند و علیه کلیت رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی شعار میدادند. برخی از این شعارها به شرح زیر بودند:
به خواندن ادامه دهیدواکاوی یک رویداد! (درباره مراسم چهلم رفیق سیامک اسدیان پس از چهل سال)
باز هم ماه بهمن شد. ماه خون؛ ماهی که هم خاطراتی خوش را در ذهن متبلور میکند، هم تلخ. خاطرات خوش آن پیروزی مبارزات تودههای تحت ستم در رژیم پهلوی و به زیر کشیدن آن است و خاطرات تلخ آن، چنان است که گاها به نظر بخشی از مردم بر دیگری پرده میافکند. ناگفته نماند که این دو رقیب تلخ و شیرین میتواند برای کسانی برعکس باشد؛ البته با شرایطی متفاوت.
تلخی برای آن دسته از انقلابیونی رقم خورد که علیرغم مبارزات پیروزمندانهشان به چشم خود دیدند که دستاوردهای انقلاب را چگونه به یغما بردند و هر آنکس را که به اعتراض میایستاد را «نستوه و استوار»* بر زمین میافکندند؛ و بازماندگان را تا به امروز «خونابه از چشم روان است.»*
پیشینه نامگذاری «روز معلم»
در روز دوازدهم اردیبهشتماه سال ۱۳۴۰ خورشیدی معلمان کشور جهت احقاق حقوق حقه خود دست به اعتراض و اعتصاب سراسری زدند.
معلمین تهران در این روز قصد ورود به محوطه وزارت فرهنگ را داشتند که از ورود آنان جلوگیری به عمل آمد.
معلمان راهی میدان بهارستان شدند و جلو ساختمان مجلس روی زمین به تحصن نشستند. پلیس برای متفرق کردن آنان از ماشین آبپاش استفاده کرد ولی معلمان از جای خود تکان نخوردند.

دکتر خانعلی دبیر ۲۹ ساله دبیرستان جامی به اتفاق چند دانش آموز به بالای ماشین آبپاش رفته و جهت شیلنگ را عوض کردند. در این زمان پلیس شروع به تیراندازی هوایی کرد ولی باز معلمان از جای خود بر نخواستند.
در این هنگام سرهنگ ناصر شهرستانی، رییس کلانتری شماره دو اقدام به شلیک نمود که دکتر خانعلی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در بیمارستان درگذشت.
محمد درخشش رییس جامعه معلمان ایران و رهبر اعتصاب نیز دستگیر و به زندان افتاد.
از آن به بعد اعتراض رنگ سیاسی به خود گرفت و معلمان چهار شرط برای پایان اعتصاب به شرح زیر اعلام کردند:
به خواندن ادامه دهیدمرگ انسانها هم طبقاتیست!
دیکتاتوری سرمایهداری فرهنگی را از خود تراوش داده است که حتی ادای احترام و سوگواری برای از دست رفتگان نیز طبقاتی و تبعیض آمیز شده است.
در آبانماه(۹۸) بالغ بر ۱۵۰۰ تن توسط رژیم جمهوری اسلامی به خاطر اعتراض به حق آنها به سیاستهای حاکم کشته شدند. اما بسیاری حتی ککشان هم نگزید؛ از جمله عدهای از هنرمندان نان به نرخ روز خور و دنباله رو حکومت که زمان انتخابات با فریب و نیرنگ، آن هم فقط به خاطر منافع خود یقه میدرند.








