یکی از خطرناکترین پیامدهای تداوم خشونت، «عادیشدن» آن است. روان انسان برای ادامه کارکرد روزمره نمیتواند برای مدتی طولانی در سطح یکسانی از اضطراب و برانگیختگی باقی بماند و در نتیجه در برابر تکرار اخبار دردناک ممکن است به تدریج حساسیت هیجانی خود را از دست بدهد. این فرایند را میتوان نوعی حساسیتزدایی روانشناختی دانست. تداوم انتظار اخبار جنگ، اعدامهای روزانه، بازداشت شهروندان معترض و کنشگران مدنی-سیاسی و پر کردن زندانها از آنها، عدم پاسخگویی به خانوادههای داغدار/دادخواه و بحران اقتصادیای که جامعه را زیر فشار شدید قرار داده است، راهی نگذاشته جز اینکه زندگی روزمره ادامه پیدا کند و به تدریج فاصله میان آنچه هولناک است و آنچه عادیست کمتر شود.
به خواندن ادامه دهیدجنگ برای جنایتکاران «موهبت» است!
جنگ امپریالیستیای که امپریالیسم آمریکا با کمک سگ زنجیریاش صهیونیستهای اسراییلی و همراه با نقشآفرینی جمهوری اسلامی در یک بحران فاجعهبار علیه مردم ما به راه انداختند در قدم اول قیام تودههای مبارز و آزادیخواه ایران را مورد حمله قرار داد. این جنگ تودههای مبارزی که از استبداد و دیکتاتوری و شرایط نابسامان اقتصادی به تنگ آمده بودند و برای سرنگونی این رژیم خونخوار بهپاخاسته بودند را سرکوب نمود و کوشش شد که جنبش اعتراضی آنان را به عقب بیندازد.
با گذشت زمان اهداف استراتژیک این حمله و بحرانسازی در منطقهی خاورمیانه آشکارتر گشته و معلوم شد که این جنگ با بستن تنگه هرمز به عنوان یک حربه در خدمت اهداف اربابان رژیم جمهوری اسلامی یعنی امپریالیسم آمریکا برای فشار به رقبای امپریالیست دیگر و توسعه سلطه و هژمونیطلبی این قدرت امپریالیستی قرار دارد.
به خواندن ادامه دهیدتطهیر ساواک تحریف نیست؛ سلاخی حقیقت و سقوط اخلاق انسانیست!
تطهیر ساواک فقط تحریف تاریخ نیست؛ اعلام جنگ علیه حافظهی جمعی و تاریخی یک ملت است. سلاخیِ حقیقت در بارگاه تاریخ است. هر کسی که امروز آرم ساواک را بر سینه میزند و به آن افتخار میکند در واقع به زندانیای که زیر کابل و شلاق بیهوش شد، به انسانی که زیر بازجویی استخوانهایش شکست و به نسلی که در خفقان نفس کشید، میگوید «دروغ میگویی!» و یا اینکه «حقت بوده!» چرا که طالبان سلطنت به خاطر بیسوادی تاریخیشان _حتی اگر برخا اندک مطالعهی تاریخیای دارند و یا مستنداتی را مشاهده کردهاند_ روایتشان از تاریخ، سرشار از دروغ و تحریف بوده است؛ به همین خاطر بر این باورند که ساواک شاه هیچ شکنجه و جنایتی را علیه جامعه انجام نداده است؛ که اگر این کار را کرده بود، حکومت پهلوی سرنگون نمیشد.
این فقط یک اختلاف سیاسی نیست؛ گردن زدن حقیقت و سقوط اخلاقی و انسانی است.
به خواندن ادامه دهیدمادرم روایت ایستادگی خاموش!
پدرم محمدحسن بهادری طولابی در ۱۴ بهمن ۱۳۶۰ به دست رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و به جرم آزادیخواهی و برابریطلبی پس از نزدیک به سه ماه تحمل شکنجههای جلادان رژیم در زندان اوین تیرباران شد.
در دههی خونین شصت، اعدام زندانیان سیاسی تنها یک «اعدام» نبود؛ حذف آگاهانهی نسلی بود که «به چرا مرگ خود، آگاه بودند».
رسالت من و ما زنده نگه داشتن یاد و نام شهدای انقلابی راه آزادی و برابریست؛ اما اینبار قصد دارم از کسی بگویم که زندگی را سراسر مقاومت کرد و ایستاد.
من امتداد همان درد دیرین مشترکم مرا فریاد کن!
دهه شصت هنوز تمام نشده است!
از دههی خونین شصت تا خیابانهای خونین دیماه ۱۴۰۴
تاریخ جمهوری اسلامی را نمیتوان بدون دهه خونبار شصت فهمید و درک کرد. دههای که در تاریخ مملکت ما تنها یک دورهی زمانیِ گذرا نیست، تجربهایست از سلطهی جانسوز منطقِ یک وحشیگری از سوی حاکمان و یک ماشین دائمی سرکوب که به کمک اربابان امپریالیستِ قدرت حاکم بنیان گذاشته شد و با یک ارتجاع دینی تزئین شد؛ منطقی که تا به امروز با همان خشونت عریان علیه آزادی و برابری ادامه دارد. قتل عام زندانیان سیاسی در سالهای دهه شصت، نقطه عطف حیات حکومتی بود که از همان ابتدا بقای خود را نه بر آزادی و رفاه و برابری تودهها که بر حذف سیستماتیک مخالفان بنا کرد؛ همان مسیری که اربابان زر و زور برایش مهیا کرده بودند.
به خواندن ادامه دهیددربارهی وابستگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم!
جمهوری اسلامی رژیمی وابسته به امپریالیسم است که توسط امپریالیستها در کنفرانس گوادلوپ جهت سرکوب انقلاب مردم به قدرت رسید. این رژیم از همان ابتدا در تبلیغات فریبکارانهاش مدعی “استقلال” و “مبارزه با استکبار جهانی” بوده است. واقعیت این است که این تبلیغات دروغین باعث فریب خیلیها از جمله بخشی از مخالفین این رژیم هم گشته است. امروز در صفوف مخالفین جمهوری اسلامی در حالیکه به طور وسیعی از اهمیت تعیین کننده کنفرانس گوادلوپ جهت روی کار آمدن این رژیم سخن گفته میشود اما با این همه جمهوری اسلامی را رژیمی وابسته به امپریالیسم نمیشناسند. از سوی دیگر به خصوص به دنبال فروپاشی شوروی تبلیغات بورژوايی در تلاش است که اساسا امپریالیسم را نیز امری قدیمی و نامربوط به شرایط کنونی جا بزند. تحریفی که به عدم درک ماهیت واقعی جمهوری اسلامی کمک میکند. به همین دلیل هم در این نوشته در ابتدا تلاش میشود تا معنای واقعی امپریالیسم طرح گشته و سپس به سرسپردگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم پرداخته شود.
به خواندن ادامه دهیدجرمانگاری فقر و سیاستِ ارعاب سازمانیافته!
اين نوشته به چند واقعیتِ گرهخورده میپردازد: فقر، خشونت و هشدارهایی نهفته در دل سرکوب.
«جرمانگاری» یعنی چیزی که در ذات خود جرم نیست مثل فقر، بیکاری یا دستفروشی، به زورِ قانون جرم شمرده شود و با آن مانند جنایت برخورد کنند. در ایران امروز، نظام حاکم از یکسو جامعه را در سراشیبی بحران و فقر فرو برده و از سوی دیگر تلاش فرودستان را برای بقا با سرکوب و مجازات پاسخ میدهد. ویدیوی هولناک ضربوشتم دو دستفروش به دست «گَله»ای از ماموران شهرداری قزوین فضای مجازی را پر کرده است؛ صحنههایی که بازتاب روشنی از ماهیت رژیمیست که حتی توان پاسخگویی به ابتداییترین نیازهای جامعه برای گذران زندگی معمولی را ندارد و بر پایه خشونت و تحقیر مردم بنا شده است. وقتی نهادی مانند شهرداری که باید حافظ خدمات شهری و ساماندهنده زندگی روزمره باشد، به بازوی سرکوب بدل میشود، روشن است که قدرت سیاسی نه برای خدمت به مردم بلکه تنها برای بقای خود از طریق زور عمل میکند. این تصاویر نشان میدهند که رژیم بهجای حل ریشهای مشکلاتی چون بیکاری و فقر، بقای خود را در نمایش خشونت و تحمیل ترس جستوجو میکند.
به خواندن ادامه دهیدبه یاد گرامی مادر شایگان (رفیق فاطمه سعیدی – رفیق مادر)
امروز مادری گرانقدر از میان ما رفت؛
مادری که با تمام وجود به مبارزه علیه ظلم و سرکوب اهریمنان حاکم پیوست و در این راه جگرگوشههایش را هم از دست داد؛ نه در حادثهای طبیعی، نه در گذر زمان …
بلکه در چنگال خونچکان ساواک هنگامیکه با محاصره و به آتش بستن بیمحابای خانه سازمانی که رفیق حمید اشرف و سایر رفقایی که به نام رفقای ۸ تیر معروف شدند، بیصدا در زیر آتش بی امان آن جنایتکاران خودفروختهی شاه خائن کشته شدند.*
مادر در دل شبهای دیکتاتوری در تاریکی سلولهایی که بوی مرگ میدادند در زندانهای مخوف شاه جنایتکار ایستاد و مقاومت کرد.
مادر با قلبی سوخته اما قامتی افراشته برای آزادی زحمتکشان، با دیکتاتوری عریان شاه، با شکنجهگران ساواک و با سکوت سنگین جامعه سالها جنگید.
به خواندن ادامه دهیددر گرامیداشت یاد رفیق خسرو ترگل
فدایی خلق، رفیق خسرو ترگل کمونیست جوان پیگیری بود که زندگیاش را کاملا در خدمت مبارزه برای تحقق آرمانهای انقلابی طبقه کارگر قرار داده بود. او در بهار ۱۳۳۴ در شهر بروجرد در یک خانوادهی رنجدیده و زحمتکش چشم به جهان گشود و چون خانوادهاش از بروجرد به همدان نقل مکان کردند، مدت زیادی از زندگی کوتاهش را در این شهر گذراند. زندگی رفیق خسرو ترگل واقعا کوتاه بود؛ چرا که رژیم ددمنش شاه در حالی که تنها بیست بهار از زندگی او گذشته بود، وی را به همراه رفیق حسین سلاحی به جوخهی اعدام سپرد و خبر ریختن خون این فرزند دلیر مردم ایران را در ۳۱ خرداد ۱۳۵۴ با درج خبر کوتاهی در روزنامههای جیرهخوارش اعلام نمود.
به خواندن ادامه دهید«دموکراسی» بورژوایی سوئد در حمایت از دیکتاتوری حاکم بر ایران!
حمید نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت که در سال ۱۳۹۸ در سوئد دستگیر و با بوق و کرنا در دادگاههای سوئد به جرم مشارکت در قتل عام زندانیان سیاسی ایران در دههی شصت و به ویژه سال ۱۳۶۷ به حبس ابد محکوم شده بود؛ سرانجام در جریان تبادل زندانی با یوهان فلودرس و سعید عزیزی، شهروندان سوئدی آزاد شد و به ایران بازگشت.
یوهان فلودروس ظاهرا یک دیپلمات سوئدی است که در بهار سال ۱۴۰۱ برای «سفر گردشگری» به همراه چند تن از دوستان خود به ایران سفر کرده بود اما هنگام بازگشت در روز ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۱ بازداشت شد.
به خواندن ادامه دهید









