گزارشی از تظاهرات در حمایت از مبارزات مردم – نروژ

روز شنبه ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲ برابر با دوم مهرماه ۱۴۰۱ تظاهراتی اعتراضی علیه سیاست‌های سرکوب‌گرانه‌ی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در پی اقدام به قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی توسط مزدوران گشت ارشاد که در میان مردم به «گشت کشتار» معروف است، در شهر استاوانگر واقع در جنوب غربی نروژ برگزار شد.

در این تجمع اعتراضی صدها تن از ایرانیان آزادی‌خواه از همه قومیت‌ها و ملیت‌ها متحدانه در کنار هم علیه دشمن مشترک خود یعنی رژیم جمهوری اسلامی در Byparken  پارکی در مرکز شهر گرد آمدند و علیه کلیت رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی شعار می‌دادند. برخی از این شعارها به شرح زیر بودند:

تجمع اعتراضی علیه رژیم جمهوری اسلامی در استاوانگر – نروژ
به خواندن ادامه دهید

داستان کوتاه «دُرُشتی» اثر زنده یاد علی‌اشرف درویشیان

به مناسبت زادروز زنده یاد علی اشرف درویشیان نویسنده‌ی مردمی که در زندگی‌اش یار و همراه توده‌های کارگر و زحمت‌کش جامعه بود؛ نویسنده‌ای که همواره بر سلطه بود و نام‌شان به نیکی در یاد مردم ما می‌ماند …
۳ شهریور ۱۳۲۰
۴ آبان ۱۳۹۶
یادش گرامی باد!

پسرک تیغه‌ی چاقو را در ساقه‌ی بلند نِی نشاند و روی دسته فشار آورد. چاقو هنوز در جانِ نی بود که برقی بر تیغه لغزید و بازتاب‌اش در چشم پسرک نشست. رعد غرید. ناگهان رگباری تند بر نی‌زار پاشیده شد و صورت صاف برکه را پر‌ آبله کرد. باد در نی‌زار می‌تاخت و صدای خشک نی‌ها به هر سو می‌پیچید.

از غرش رعد، غوطه‌خورَک‌ها به‌سوی نی‌زار پریدند. کوچک‌ترین آنها در آب غوطه خورد و دیگر روی برکه پیدا نشد. باران، سرد بود و جانِ برکه را سوراخ‌سوراخ می‌کرد. مه پایین می‌آمد و فضا از مه و رگبار، تیره و آشفته می‌شد.
پسرک نی‌ها را به تکه‌های کوچک‌تر برید. ته یکی از نی‌ها را روی چشم راست گذاشت و از سوراخ‌اش به آن‌‌‌ سوی برکه نگاه کرد. در دایره‌ی مه‌آلود نی، ماشین‌هایی را در آن سوی نی‌زار دید. سه‌تا جیپ خاکی‌رنگ، آن‌جا ایستاده بودند و افرادی با بارانی‌های سیاه، پیاده می‌شدند. کلاه‌های گَل و گشادِ بارانی‌ها، سرشان را پوشانده بود و رگبار و مه نمی‌گذاشت چهره‌شان دیده شود. پسرک با دلهره اما به سبکی تکه‌ای ابر به جلو خزید و با چشمانی حیران از لابه‌لای توده‌های نی مشغول تماشا شد.

به خواندن ادامه دهید

به یاد دکتر اسماعیل نریمیسا

زنده یاد اسماعیل نریمیسا پزشک انقلابی و مبارزی بود که سراسر زندگی‌اش را چه در رژیم شاه و چه پس از آن در خدمت به مردم سپری کرد.

او در سال ۱۳۲۴ در هفت گل خوزستان به دنیا آمد. پدرش کارگری زحمت‌کش بود که در شرکت نفت کار می‌کرد؛ از همین رو او در خانواده‌ای پرورش یافت که با درد و رنج توده‌ها آشنا بود.

رفیق نریمیسا که پزشک عمومی و جراح متخصص ارتوپد در بيمارستان دانشگاه جندی شاپور بود، از هواداران سازمان فدایی بود. پس از قیام بهمن‌ماه ۱۳۵۷ او همچنان در کنار کار پزشکی، به آگاهی رسانی انقلابی به توده‌ها فعال بود و در خدمت به خلق از هیچ کاری دریغ نمی‌ورزید.

به خواندن ادامه دهید

پدر آزادی، پدر رفیق محمد حسن آزادی درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم که جناب آقای روح اله آزادی چگنی (پدر آزادی) پدر زنده یاد رفیق محمد حسن آزادی دیروز از میان ما رفتند.

چریک فدایی خلق رفیق محمد حسن آزادی از رفقای فدایی شاخه لرستان (سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران-اقلیت) بود که در مراسم چهلم رفیق سیامک اسدیان (اسکندر) به تاریخ ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۶۰ توسط پاسداران مزدور و شب پرست جمهوری اسلامی دستگیر و به سیاه‌چال‌های رژیم برده شد و سرانجام پس از شکنجه‌های فراوان در ۱۷ دی‌ماه ۱۳۶۰ به جوخه تیرباران سپرده شد تا جنایتی دیگر از حاکمان رژیم تازه به قدرت رسیده رقم زده شود.

پدر آزادی نیز تا زمان مرگش داغ‌دار او بود.

به خواندن ادامه دهید

گرامی باد یاد و خاطره‌ی آموزگار مردمی خلق لر انشااله اسدیان

هجدهم فروردین هر سال مصادف است با جان سپردن آموزگاری دل‌سوز و انسانی فداکار زنده یاد رفیق انشااله اسدیان.

معلمی فدایی که راهش را «راه صمد» می‌دانست و «صمدوار» در راه آرمانش و در راه رسیدن به جامعه‌ای آزاد و برابر به توده‌های تحت ستم به ویژه خلق لر خدمت کرد.

پس از قیام توده‌ای سال پنجاه و هفت به خاطر پای‌بند بودن به اعتقاداتش و مصمم بودن در راه رسیدن به اهداف انسانی‌اش سرانجام مورد یورش شب پرستان رژیم قرار گرفت.

به خواندن ادامه دهید

واکاوی یک رویداد! (درباره مراسم چهلم رفیق سیامک اسدیان پس از چهل سال)

باز هم ماه بهمن شد. ماه خون؛ ماهی که هم خاطراتی خوش را در ذهن متبلور می‌کند، هم تلخ. خاطرات خوش آن پیروزی مبارزات توده‌های تحت ستم در رژیم پهلوی و به زیر کشیدن آن است و خاطرات تلخ آن، چنان است که گاها به نظر بخشی از مردم بر دیگری پرده می‌افکند. ناگفته نماند که این دو رقیب تلخ و شیرین می‌تواند برای کسانی برعکس باشد؛ البته با شرایطی متفاوت.
تلخی برای آن دسته از انقلابیونی رقم خورد که علی‌رغم مبارزات پیروزمندانه‌شان به چشم خود دیدند که دستاوردهای انقلاب را چگونه به یغما بردند و هر آن‌کس را که به اعتراض می‌ایستاد را «نستوه و استوار»* بر زمین می‌افکندند؛ و بازماندگان را تا به امروز «خونابه از چشم روان است.»*

به خواندن ادامه دهید

به یاد زنده یاد علیرضا شکوهی

یازدهم دی‌ماه ۱۳۶۲ علیرضا شکوهی تیرباران شد. با به خاک افتادن او جنبش کمونیستی ایران یکی از برجسته‌ترین رزمندگان خود و سازمان ما [سازمان کارگران انقلابی ایران (راه كارگر)] نخستین دبیر اول کمیته مرکزی و عضو دفتر سیاسی خود را از دست داد.

زندگی نسبتا کوتاه و مرگ بسیار شجاعانه‌ی او سرود شورانگیز مردی است که هنر زیستن و مردن را می‌دانست و یاد می‌داد.
علیرضا شکوهی در [اول تیرماه] سال ۱۳۲۹ در خانواده‌ای زحمت‌کش در الیگودرز لرستان متولد شد. در بروجرد دیپلم گرفت و در رشته شیمی دانشگاه صنعتی تهران تحصیلاتش را ادامه داد. از سال ۱۳۴۸ فعالانه به مبارزه انقلابی روی آورد و در سال ۴۹ به کمک چند رفیق دیگر گروه «ستاره سرخ» را تشکیل داد.

در سال ۵۰ به دست دشمن اسیر شد و بعد از یک مقاومت حماسی در بازجویی‌ها و دفاعی شجاعانه از آرمان‌های انقلاب در دادگاه نظامی به مرگ محکوم شد. اما بعد از یک ماه انتظار مرگ در دخمه‌های انفرادی زندان قصر حکم اعدام، با یک درجه تخفیف [تحت فشارهای بین المللی آن دوره] به زندان ابد تبدیل شد.
در سال ۵۱ به عنوان زندانی ناآرام به زندان برازجان تبعید شد و سپس به زندان عادل آباد شیراز انتقال یافت و تا دی‌ماه ۵۷ در همان‌جا زندانی بود.

به خواندن ادامه دهید

«سایت پریسکه» گروه تلگرامی ندارد!

رفقا، دوستان و همراهان گرامی سایت پریسکه؛ جوانان آگاه و مبارز!

به اطلاع شما عزیزان می‌رسانم که «سایت پریسکه» گروه تلگرامی ندارد!

در هفته‌های اخیر گروهی تلگرامی با نام «پریسکه» راه‌اندازی شده است که موجب ایجاد ابهام برای عزیزانی شده و در همین راستا پرسش‌هایی را نیز در مورد ارتباط «سایت پریسکه» با آن گروه تلگرامی با من در میان گذارده و خواهان روشنگری شده‌اند.

لازم به توضیح است که گروه تلگرامی پریسکه (در گروه تلگرامی اعضا می‌توانند در گروه پست ارسال کنند و یا پیام‌هایی را رد و بدل کنند) در تاریخ ۱۰ نوامبر ۲۰۲۱ توسط آقای محمد کاشفی که دارای یک سایت شخصی به نام «عقاب‌های طلایی زاگرس» است و در تلگرام هم یک کانال تلگرامی (در کانال تلگرامی اعضا نمی‌توانند پست و یا متنی را در کانال بگذارند و تنها می‌توانند پست‌های آن کانال را بخوانند.) با همین نام یعنی عقاب‌های طلایی زاگرس دارد راه‌اندازی شده و تبلیغ بیرونی شد.

به خواندن ادامه دهید

گرامی باد یاد و خاطره رفیق توکل اسدیان

چریک فدایی خلق رفیق توکل اسدیان در یازدهم اردیبهشت سال ۱۳۲۷ در روستای گُرزکُل از توابع چغلوندی در استان لرستان متولد شد. از دوران نوجوانی به گروه دکتر هوشنگ اعظمی پيوست و فعالیت سیاسی و انقلابی خود را به عنوان یک کمونیست تا سرنگونی رژیم شاه مزدور و وابسته به امپریالیسم ادامه داد.

او دارای مدرک لیسانس در رشته کشاورزی از دانشکده کشاورزی کرج بود و برهه‌ای از زندگی‌اش را در شرکت سهامی‌ کشت و صنعت نیشکر هفت تپه مشغول به کار بود.

رفیق توکل پس از مخفی شدن گروه دکتر اعظمی در کوه‌های لرستان به دلیل سابقه عضویت در گروه دکتر اعظمی دوباره مورد تعقیب دستگاه اطلاعاتی رژیم قرار گرفت و در ۱۴ شهریور ۱۳۵۳ در محل کارش در هفت تپه توسط ساواک دستگیر و به بروجرد منتقل شد.

به خواندن ادامه دهید

به جست‌وجوی تو چهار دهه پس از آخرین دیدار ما …!

به جست‌وجوی تو
بر درگاهِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی دریا و علف.

به جست‌وجوی تو
در معبر بادها می‌گریم
در چارراه فصول،
در چارچوب شکسته‌ی پنجره‌یی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد.

به انتظارِ تصویر تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

چهل سال از روزی که دستگیر شده‌ای می‌گذرد.
چهل سال پیش در اوج جوانی توسط تبهکاران شب‌پرست به مسلخ برده شدی و چشمان زیبایت دیگر طلوع خورشید را از فراز کوه‌های پر صلابت و استوار لرستان به خود ندید؛ تا پس از زخم‌های فراوانی که از پس شکنجه‌های طاقت فرسا در سیاه‌چال‌های اوین و کمیته مشترک به صلابت همان کوه‌های لرستان بر تن خود کشیده بودی همچون شیرآهن‌کوه مردی استوار، کوه‌وار پیش از آنکه بر خاک افتاده باشی گلوله‌های دژخیم پلید، پیکر زخمی اما پولادین‌ات را برای آخرین بار مورد آماج خود قرار دهد و تنها پژواک زهرخند واپسین تو بود که دشمن را به سخره گرفته بود و بر جان آنان آتش افکند.

به خواندن ادامه دهید