آواتار ناشناخته

مادرم روایت ایستادگی خاموش!

پدرم محمدحسن بهادری طولابی در ۱۴ بهمن ۱۳۶۰ به دست رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و به جرم آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی پس از نزدیک به سه ماه تحمل شکنجه‌ی جلادان رژیم در زندان اوین تیرباران شد.
در دهه‌ی خونین شصت، اعدام زندانیان سیاسی تنها یک «اعدام» نبود؛ حذف آگاهانه‌ی نسلی بود که «به چرا مرگ خود، آگاه بودند».
رسالت من و ما زنده نگه داشتن یاد و نام شهدای انقلابی راه آزادی و برابری‌ست؛ اما این‌بار قصد دارم از کسی بگویم که زندگی را سراسر مقاومت کرد و ایستاد.

پس از آن‌که شب پرستان و جلادان آزادی خبر تیرباران پدرم را به خانواده دادند، من _ که در آن زمان نوزادی چندماهه بودم_ ماندم و مادری جوان با داغی حک‌شده بر جانش و آینده‌ای که باید به تنهایی از دل ویرانی بیرون می‌کشید. مادری که باید هم‌زمان عزادار می‌بود و در عین حال ستون زندگی؛ هم سوگوار عشقش و هم پناه حال و آینده‌ی دلبند و یادگار عشقش.

مادرم رنج را زندگی کرد اما نگذاشت رنجی در من راه پیدا کند. او در سکوتی تحمیلی، سال‌ها بار اندوه و تنهایی، ناامنی، غیبت و ترس را به دوش کشید بی آن‌که شکایتش را به زندگی من منتقل کند. اندوهش را در سینه نگه داشت تا من با آرامش بزرگ شوم. اشک‌هایش را از من پنهان کرد تا کودکی‌ام جای خالی پدر را حس نکند. او مجبور بود هم نقش پدر را بازی کند و هم مادر، مادری که با وجود زخمی که در دل داشت برای مراقبت از جگرگوشه‌اش، زندگی ساخت.
به راستی که این انتخاب، انتخابی مشقت‌بار، ولی قهرمانانه بود!

اگر امروز من زنده‌ام، ایستاده‌ام و از آزادی حرف می‌زنم و می‌توانم از همان آرمان‌هایی سخن بگویم که پدرم جانش را در آن راه فدا کرد، این به خاطر همان مقاومتی‌ست که مادرم با تحمل رنج‌های توصیف‌ناپذیر، سال‌ها بی‌صدا پیش برد و زندگی‌اش را برای رشد و بالندگی من فدا کرد.

اگر امروز آزادی همچنان زنده است و عدالت واژه‌ای مقدس است، بخشی از آن را مدیون زنانی هستیم که قربانیان خاموش تاریخند؛ زنانی چون مادرم که قهرمانان ساده و بی مدعای تاریخند؛ زنانی که شاید نام‌شان در تاریخ کمتر نوشته‌ شده باشد، اما حقیقت بدون آنها زنده نمی‌ماند.
زندگی من و ما ادامه‌ی مقاومت آنهاست!

این متن در یادبود پدرم، ادای احترامی است به مادری که قرار بود بشکند اما قهرمانانه ایستاد.
امید که سایه پر از مهر و استقامتش بر سر من پایدار بماند چرا که سلامتی و بودنش آرامش جان است!

صمد
۱۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۴
۳ فوریه ۲۰۲۶

بیان دیدگاه