برخی آن را «دانشگاه اوین» مینامند. ولی در عالم واقعیت یکی از خوفناکترین و بدنامترین زندانهای جهان است.
*
شبکه خبری آمریکایی «فاکسنیوز» به بهانه بازداشت سعید عابدینی، کشیش آمریکایی ایرانیتبار، که اکنون در زندان به هشت سال حبس محکوم شده است نگاهی دارد به وضعیت زندان اوین و روش برخورد مقامات این زندان با زندانیانی که بیش از سه دهه گذشته در این بازداشتگاه اسیر بودهاند.
فاکس مینویسد که شکنجههای جسمی و روحی، اعدامهای ساختگی، بازجوییهای خشن و بیرحمانه، روشهای رایج از برخورد با زندانیان اوین است. در سالهای اول انقلاب اسلامی و در دوره به اصطلاح «تصفیه» این زندان در تابستان ۱۳۶۷ چندین هزار نفر از مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی که دورهای را در این زندان در حبس بودند به جوخههای اعدام سپرده شدند. به خواندن ادامه دهید
بایگانی دستهها: اخبار سیاسی
تحریم ها بازار اصفهان را نابود کرده است
خبرنگار روزنامه کانادایی «تورنتو استار» در گزارشی از اصفهان و از خلال گفتگو با کسبه این بازار می نویسد که بازاریان از فشار شدید تحریم های بین المللی می نالند و می گویند که این تحریم ها بازار اصفهان را نابود کرده است.
خلاصه ای از این گزارش به شرح زیر است:
بازار اصفهان با قدمتی بیش از چهار قرن یکی از قدیمی ترین و در عین حال مهمترین مراکز تجارت سنتی در ایران است. ساختمان این بازار در دوران سلسله پادشاهان صفوی بنا شده که در بخش قدیمی شهر و با فاصله کمی از میدان نقش جهان قرار دارد.
در گذرگاههای سرپوشیده این بازار هر بخش یا راستایی به عرضه و فروش یک دسته از محصولات بومی و گاه وارداتی اختصاص دارد. از ادویه و خشکبار گرفته و فرش و صنایع دستی تا خواربار و سایر اقلام مصرفی که برای خانواده های ایرانی جزو کالاهای اساسی است. به خواندن ادامه دهید
١٣ روزنامهنگار قربانی یکشنبه سیاه همچنان در بازداشت، احضار و تهدید برخی دیگر ادامه دارد
اتهام » همکاری با گروههای ضد انقلاب» از سوی مقامات قضایی و امنیتی به روزنامهنگاران بازداشت شده، اتهام تازهای نیست. جمهوری اسلامی همواره از این اتهام برای به سکوت وادار کردن روزنامهنگاران و روشنفکران استفاده کرده است.»

در حالی که روزنامهنگاران قربانی «یکشنبه سیاه» از سوی مسوولان جمهوری اسلامی به همکاری با «ضد انقلاب» متهم شدهاند. گزارشگران بدون مرز در تاریخ ٩ بهمن ١٣٩١ از دستگیری دو روزنامه دیگر مطلع شد. کیوان مهرگان همکار بسیاری از روزنامههای اصلاحطلب و حسین یاغچی همکار هفتهنامهی آسمان و ماهنامهی تجربه، پس از احضار به زندان اوین، بازداشت شدند. از سوی دیگرمطهرهی شفیعی که به همراه دوازده روزنامهنگار دیگر در تاریخ ٨ بهمن بازداشت شده بود، عصر دوشنبه آزاد شد.
از روزشنبه ٧ تا دوشنبه ٩ بهمن در مجموع ١٤ روزنامهنگار بازداشت شده بودند که از این تعداد همچنان سیزده نفر در بازداشت بسر میبرند. برخی از روزنامهنگاران در تهران و چند شهر دیگر ایران، نیز از سوی ماموران امنیتی احضار و بازجویی و تهدید شدهاند. به خواندن ادامه دهید
یک دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه علامه اخراج شد
وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ایران از ادامه تحصیل یک دانشجوی کُرد جلوگیری بعمل آورد.
هیوا تاسه دانشجوی دانشگاه علامهی تهران در تماسی تلفنی به آژانس خبررسانی کُردپا گفت: وزارت اطلاعات ایران برای بار دوم از ادامه تحصیل بنده در دانشگاه ممانعت کرد.
وی در این باره توضیح داد که روز دهم دیماه امسال، سازمان سنجش آموزش کشور با ارسال نامهای به دانشگاه علامه طباطبایی، اعلام نمود که «هیوا تاسه» صلاحیت ادامه تحصیل را ندارد. به خواندن ادامه دهید
در سوگ «کرامت» آخرین قهرمان بیجان من.
ستار را که کشتند بعد که در موردش خواندم با خودم گفتم ستار قهرمانی در تاریکی بود. مردی از تبار افسانهها. همانها که فقط در ادبیات و قصههای گذشته زیست میکنند. ستار را کشتند چون متعلق به زمانهاش نبود. و حالا کرامت … قهرمانی دیگر، افسوسی دیگر. قهرمان بیجانی دیگر ...
کرامت را از دانشکدهی هنرهای زیبا میشناختم. دانشجوی طراحی صنعتی ورودی سال ۸۲ بود. پسری درشت اندام، سیه چرده و همیشه خندان. آن اوایل یکی دو باری را روی آن پلههای معروف هنرهای زیبا دیده بودماش که نشسته بود و تنهایی سیگاری دود میکرد. شاید اولین بار از او فندک خواسته بودم یا سیگار، حالا چه فرق میکند. خوب یادم است نشستیم روی پلهها و تمام مدت سیگار کشیدن با هم حرف نزدیم. بعد که میخواستم بلند شوم به شوخی به او گفتم شبیه بازیگر فیلم گوستداگ جارموش است و بعد با خوشحالی گفته بود: کدومشون اون سیاهه؟ خندیده بود و با همان خندهی کوتاه هم میشد فهمید که معصومیتی کودکانه پشت آن صورت غمگین و اندام درشت است.
دفعات بعد با هم حرفهایی در مورد هوا، ترافیک یا شهرش جهرم زده بودیم تا به تدریج حرفهایمان به علاقهاش یعنی فیلم و سینما کشیده بود. چند تایی هم فیلم رد و بدل کردیم، «درهی من چه سرسبز بود» جان فورد و » این دنیای شگفت انگیز» کاپرا. به خواندن ادامه دهید
چهرهی واقعی جمهوری اسلامی ایران : شانتاژ، گروگانگیری خانوادهها، تهدید علیه روزنامهنگاران
گزارشگران بدون مرز دهها مورد تهدید را علیه خانوادههای روزنامهنگارانی که برای رسانههای بینالمللی کار میکنند، شمارش کرده است. در دو ماه گذشته تعدادی از روزنامهنگاران و شهروند وبنگاران از سوی نهادهای امنیتی از جمله در شهرهای تهران، بوشهر،کرج و قزوین، احضار و مورد تهدید و بازجویی قرار گرفتهاند.*
گزارشگران بدون مرز نگرانی عمیق خود را از دستگیریهای خودسرانه روزنامهنگاران و شهروند وبنگاران و تهدید علیه خانواده روزنامهنگاران رسانههای جهانی در ایران اعلام میکند. از سه سال پیش گزارشگران بدون مرز دهها مورد تهدید را علیه خانوادههای روزنامهنگارانی که برای رسانههای بینالمللی کار میکنند، شمارش کرده است. در دو ماه گذشته تعدادی از روزنامهنگاران و شهروند وبنگاران از سوی نهادهای امنیتی از جمله در شهرهای تهران، بوشهر،کرج و قزوین، احضار و مورد تهدید و بازجویی قرار گرفتهاند. دو تن از آنها نوجوانانی ١٤ و ١٥ ساله بودهاند. به خواندن ادامه دهید
نامه زانیار مرادی به هم سن و سالهای خود در سراسر جهان
زانیار مرادی: به هم سن و سالهای خودم در سراسر جهان: از فکر کردن به مرگ٬ بیزارم٬ نمیخواهم با آرزوهایم به زیر خاک بروم*
من اسمم زانیار مرادی است. الان از سلول مرگی در آن سوی دنیا در شهر کرج درکشور ایران نشسته و میخواهم با شما جوانان در اروپا و امریکا٬ با شما جوانان هم سن و سال خودم در ژاپن و استرالیا و فرانسه و افریقا و در همه جای دنیا حرف بزنم. نگذارید مرا اعدام کنند! آیا دنیا آنقدر بیرحم است که این صحنه را تماشا کند که من و پسر عمویم در خیابان اعدام شویم و چیزی نگوید و کاری نکند؟
میدانم که این ترس من و این درخواستم از طریق امکانات اینترنتی به گوش شما میرسد. پس فقط چند دقیقه صبر کنید٬ چند ثانیه وقت بگذارید و از من بشنوید که چقدر سخت است در بیست و یک سالگی با مرگ مواجه شدن به خواندن ادامه دهید
نامه وحید اصغری زندانی سیاسی به گزارشگر ویزه حقوق بشر
نامه وحید اصغری زندانی سیاسی عقیدتی از زندان اوین به اقای احمد شهید گزارشگر ویزه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران*
گزارشگر ویزه سازمان ملل متحد در امور ایران ، با آرزوی موفقیتتان در ارائه ی تصویری درست از واقعیتات موجود درحکومت و جامعه ایران نظر محترمتان را به خلاصه دادگاه خود در شعبه ۱۵ دادگاه جمهوری اسلامی جلب می نمایم تا واقعیت دیگری را آشکار کنم و پرده دیگری از این مضحکه بازار برایتان بازگو کنم .
دادگاه من بعد از ۲ بار کنسل شدن ودر ۴۵ ماه از دوران طولانی بازداشت موقتم در ۱۵ آبان ماه تشکیل شد و من بعد از استماع اتهامات علیه خودم که با خنده هایم همراه بود تمامی اتهامات کذب و واهی را رد کردم و دادگاه و قاضی و قانون مورد استفاده برای محاکمه ام را به استناد قوانین داخلی خود جمهوری اسلامی فاقد صلاحیت رسیدگی و دادرسی برای متهمان سیاسی سایبری و روزنامه نگاران دانستم و به خاطر اینکه اتهامات فعالیت های سیاسی و تبلیغ علیه نظام و فعالیت سایبری بر ضد رژیم و روزنامه نگاری سایبری و آنلاین به من نسبت داده شده بود کل جریان محاکمه و به اصطلاح دادرسی را در این دادگاه صوری دانسته و دادگاه را فرمایشی خواندم و به عدم استقلال قاضی اشاره کردم و از دستوراتی که سپاه به وی داده است اظهار اطلاع کردم و در ادامه مدارک و مستنداک ذیل را برای قضاوت تاریخ صرفا ارائه دادم تا ضمیمه پرونده سازی هایشان شود . به خواندن ادامه دهید
۲۰ زندانی خواستار رفع موانع درمانی زندانیان سیاسی شدند
۲۰ نفر از زندانیان سیاسی- عقیدتی بند ۳۵۰ زندان اوین با نوشتن نامهای خطاب به علی اشرف رشیدی، رییس زندان اوین، خواستار رفع موانع درمانی، زندانیان بیمار این بند شدند.*
این زندانیان در نامه خود، با نام آوردن از ۲۶ هم بند بیمارشان به سابقهای کوتاه از بیماری های آنها اشاره کردهاند و علی اشرف رشیدی رییس زندان اوین را مسوول تخلفات صورت گرفته در قبال درمان بیماری آنها اعلام کردهاند.
در این نامه که افرادی همچون محسن میردامادی، فعال سیاسی و رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم، سیامک قادری، روزنامه نگار، مصطفی بادکوبهای، شاعر، علیرضا بهشتی، سردبیر روزنامه کلمه سبز، افشین یداللهی، وکیل دادگستری، محمد امین هادوی، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران و شماری دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین امضا کردهاند، از رییس زندان اوین پرسیده شده، چرا تخلفاتی که با جان زندانیان ارتباط دارد، صورت گرفته است. به خواندن ادامه دهید
۱۴سال بی خبری از سعید زینالی؛ دانشجوی بازداشتی در کوی دانشگاه
اکرم نقابی مادر سعید زینالی، دانشجویی که ۵ روز بعد از ۱۸ تیر ۷۸ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ خبری از وی در دست نیست، گفت که ۱۴ سال از روزی که سعید را بازداشت
کردند و بردند میگذرد و هیچ جواب درستی به من نمیدهند در نهایت میگویند خودت را بگذار جای مادرانی که بچهشان در جبهه شهید شده و جنازهاش نیامده، آخر بچه من که در جبهه شهید نشد خودشان از توی خانه خودم آمدند و بردند چطور خودم را بگذارم جای آن مادران؟*
سعید زینالی، ۲۳ تیر ماه ۱۳۷۸ در مقابل چشمهای مادرش بازداشت شد و از آن تاریخ تاکنون، جز یک تماس تلفنی کوتاه، هیچ خبری از این فارغ التحصیل کامپیوتر دانشگاه تهران در دست نیست.
خانواده آقای زینالی از ۱۴ سال پیش تاکنون برای گرفتن خبری از فرزندشان به همه مراکز امنیتی و قضایی مراجعه کرده اند اما هیچ پاسخ درستی به آنها داده نشده است.مادر سعید زینالی می گوید: “هیچ جواب قطعی نمیدهند یک ماه پیش از دادستانی به من زنگ زدند گفتند که سعید زینالی آزاد شده. نمی دانید چقدر خوشحال شدم چه حالی پیدا کردم، اما بعد انکار کردند. گفتند ما پرونده را دیدیم اشتباه شده. بعد گفتند نگران نباشید و ما پی گیر هستیم و خبرتان میکنیم.” به خواندن ادامه دهید