جمعه چهارم اسفند با تعدادی از مادران و خانواده های جان باختگان به خاوران رفتیم. مادر لطفی نیز با چند نفر از خواهران و همسران پیش از ما به آنجا رسیده بودند. خواهر یکی از جان باختگان بلند بلند گریه می کرد و می گفت کاج محمود را شکستند! مادر لطفی نیز فریادش بلند بود و می گفت کاج انوش را هم شکستند! آنها چندین و چند بار کاج هایی که ما کاشته بودیم را کندند، چندین بار سنگ هایی که چیده بودیم را به هم ریختند، بارها گل هایی که گذاشته بودیم را این طرف و آن طرف پرت کردند ولی ما خسته نمی شویم و باز هم می آییم و می کاریم و آنجا را گل باران می کنیم.
بایگانی دستهها: کتاب، مقاله و گزارش
سیاهکل، مشعل آگاهی
متن صحبت های صمد بهادری طولابی در مراسم بزرگداشت ۴۲مین سالگرد رستاخیز سیاهکل (۱۹بهمن۱۳۴۹) و همینطور ۳۴مین سالگرد قیام بهمن ۱۳۵۷، در بخش سیاهکل و جوانان اسلوـ نروژ
سیاهکل واژه ای است که هر شنونده را به یاد حماسه سازی های چریک های فدایی خلق می اندازد، چرا که حماسه سازان سیاهکل با بررسی درست و دقیق و نگرشی اصولی در آن برهه زمانی و درک چگونگی مبارزه، فضای خفقان سیاسی حاکم بر جامعه را چنان در هم شکستند که مردم مبارز و آزادیخواه ایران، در پی آن قیام بهمن را پدید آوردند.
اگر چه گفته می شود که رستاخیز سیاهکل با شکست مواجه شد ولی به باور من سیاهکل به مثابه مشعل آگاهی، که راه آینده را روشن ساخت چنان شور و جنبش انقلابی به راه انداخت که حکومت دیکتاتور و تا دندان مسلح رژیم وابستۀ شاه را به زیر کشید و پیروزی را که هدف هر حرکتی است، رقم زد.
هر چند دلاوران مبارز سیاهکل به دست دیکتاتوری موجود، به جوخه های تير باران سپرده شدند ولی به باور یک چریک، این هدف نهایی است که از اهمیت برخوردار است، چرا که چریک فدایی برای رهایی خلق و در راه رسیدن به آرمان هایی انسانی و ایجاد جامعه ای برابر برای احقاق حق توده های زحمتکش، جان شیرین خود را در دست گرفته و با وجود آگاهی به سرنوشتی که پیش رو دارد به مبارزه می پردازد و اینجاست که ارزش های انسانی و معنوی یک فدایی پدیدار می شود؛ چرا که او برای انسان و آزادی اش از چنگال حکومت های ضد انسانی و جنایتکار و به امید رهایی خلق از بند استثمار، بدون هیچ پاداشی گام در راه مبارزه می گذارد. زیرا انگیزه و نیروی محرکه چریک فدائی در این امر تنها ایمان راسخ او به پیروزی قطعی بر دشمنان است.
بزرگداشت ۴۲مین رستاخیز سیاهکل و ۳۴مین سالگرد قیام پر شکوه بهمن+ عکس
بعداز ظهر روز شنبه ۹ فوریه ۲۰۱۳ در بزرگداشت ۱۹ بهمن سرآغاز جنبش نوین انقلابی، توسط ۱۵ چریک فدایی خلق در جنگلهای سیاهکل در سال ۱۳۴۹ و همچنین پاس داشت خاطره جان سپردگان قیام بهمن ۱۳۵۷ مراسمی در شهر اسلو برگزار شد. سالن مراسم با آرم چریکهای فدایی خلق، عکسهای رزمندگان سیاهکل، تصاویر مبارزات مردمی و پوستر های زیبای مبارزاتی تزئین شده بود. درابتدای این مراسم و پس از خواندن یک متن احساسی توسط مجری برنامه در بزرگداشت انقلابیون سیاهکل، جمعیت حاضر یک دقیقه به یاد جان فشانان این دو روز بزرگ در تاریخ سرزمینمان کف زدند.
سپس یک ویدئو کلیپ در یادبود مبارزین سیاهکل پخش شد. در ادامه برنامه، چنگیز قبادی فر از طرف چریکهای فدایی خلق ایران سخنانی را با عنوان «برخی تجارب سیاهکل برای مبارزین امروز» ارائه داد که در آن جوانان جامعه به یادگیری و تجربه اندوزی از شیوه برخورد انقلابیون سیاهکل در جهت پیشبرد مبارزات امروزشان علیه رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی دعوت شده بودند. با پایان صحبتهای سخنران، شعر خطابه تدفین از احمد شاملو قرائت شد. بخش دوم برنامه به جوانان و تاثیرات سیاهکل بر نسل جوان امروز اختصاص داشت. به خواندن ادامه دهید
آکسیون حمایت از فعالین کارگری و سیاسی دربند، استاوانگر- نروژ
فاکسنیوز: زندان خوفناک اوین، جهنم روی زمین
برخی آن را «دانشگاه اوین» مینامند. ولی در عالم واقعیت یکی از خوفناکترین و بدنامترین زندانهای جهان است.
*
شبکه خبری آمریکایی «فاکسنیوز» به بهانه بازداشت سعید عابدینی، کشیش آمریکایی ایرانیتبار، که اکنون در زندان به هشت سال حبس محکوم شده است نگاهی دارد به وضعیت زندان اوین و روش برخورد مقامات این زندان با زندانیانی که بیش از سه دهه گذشته در این بازداشتگاه اسیر بودهاند.
فاکس مینویسد که شکنجههای جسمی و روحی، اعدامهای ساختگی، بازجوییهای خشن و بیرحمانه، روشهای رایج از برخورد با زندانیان اوین است. در سالهای اول انقلاب اسلامی و در دوره به اصطلاح «تصفیه» این زندان در تابستان ۱۳۶۷ چندین هزار نفر از مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی که دورهای را در این زندان در حبس بودند به جوخههای اعدام سپرده شدند. به خواندن ادامه دهید
شکنجه و اعدام، ابزار جمهوری اسلامی جهت حفظ «هیبت حکومت»!
مردم مبارز ایران !
هر روز خبر اعدام تعداد بیشتری از زندانیان در روزنامه های رژیم رسما اعلام میشود. از تهران و کرج تا کردستان و بلوچستان و از اهواز تا سبزوار در همه جا بساط دار بر پا شده و دسته دسته جوانان این سرزمین را می کشند تا به خیال خام خودشان فضای رعب و وحشت را هر چه بیشتر در سراسر کشور حاکم و مانع از رشد و گسترش مبارزات مردم گردند.
همزمان با به دار آویختن داود توتا زهی زندانی سیاسی بلوچ در روز شنبه ۳۰ دی ماه در زندان مرکزی زاهدان، خبر تائید احکام اعدام پنج زندانی سیاسی خلق عرب توسط دیوان عالی به اتهام «محاربه» و «فساد فی الارض» و «اقدام علیه امنیت ملی» منتشر می شود و این در شرایطی است که حکم اعدام رضا ملازاده از اهالی روستای آشناک شهرستان سلماس به بهانه همکاری با پژاک به خانواده اش داده شده و زانیار و لقمان مرادی نیز به اتهام «محاربه» در انتظار اجرای حکم اعدام خود می باشند. به خواندن ادامه دهید
برگزاری آکسیون اعتراضی در دفاع از کارگران زندانی و فعالین محکوم به اعدام در کشور هلند
به دنبال فراخوان “کمپین دفاع از مبارزات کارگران ایران” از سوی احزاب و نیروهای چپ و کمونیست، روز شنبه ۲۶ ژانویه ۲۰۱۳ آکسیون اعتراضی در شهر دنهاخ (لاهه) در اعتراض به دستگیری و
فشار رژیم بر فعالین کارگری و همچنین در اعتراض به حکم اعدام زانیار و لقمان مرادی با حضور دهها تن از فعالین چپ و کمونیست برگزار گردید.
آکسیون به دنبال فراخوان مشترک حزب کمونیست ایران – تشکلات هلند و فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – هلند، ساعت ۱۴:۰۰ بعدازظهر روز شنبه جلوی پارلمان هلند آغاز گردید. اعضا و هواداران حزب کمونیست ایران همراه با دیگر شرکت کنندگان چپ و کمونیست و فعالین منفرد مدافع جنبش کارگری علیرغم سرمای شدید، با حضور در آکسیون به دفاع از کارگران زندانی و محکومیت موج اعدام ها در ایران با سردادن شعار و قرائت بیانیه، رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران را محکوم کردند. به خواندن ادامه دهید
اعتراض به حکم اعدام برای زندانیان سیاسی(زانیار و لقمان مرادی) استاوانگر- نروژ
روز شنبه ۳۰ دیماه ۱۳۹۱ برابر با ۱۹ ژانویه ۲۰۱۳ در یک روز سرد زمستانی تنی چند از ایرانیان آزادی خواه مقیم استاوانگر در جنوب غربی نروژ گرد هم آمدند تا فریادی باشند علیه اعدام زندانیان سیاسی توسط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی.
هدف از برگزاری این مراسم اعتراض به اعدام های دهها زندانی سیاسی اسیر شده در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی بود.
این آکسیون به طور ویژه به توقف اعدام زانیار و لقمان مرادی زندانیان کرد ایرانی که اجرای حکم اعدام آنها توسط مقامات رژیم به تازگی اجرا خواهد شد،اختصاص داده شد.
«زانیار مرادی و لقمان مرادی، اهل کردستان ایران در روز ۱۴ مرداد ۸۸ توسط نیروهای اداره اطلاعات شهر مریوان بازداشت شدند. پس از آن در روز چهارشنبه اول دی ماه ۸۸، به حکم به خواندن ادامه دهید
نامه سعید ماسوری برای نجات جان زانیار و لقمان مرادی
سعید ماسوری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج در طی نامه ای برای نجات جان دو همبندی خود زانیار و لقمان مرادی میگوید: «همه استخوانهای مرا قطعه قطعه و خرد کنید ولی دست از این جگر گوشههای ما بردارید.»*
سعید ماسوری که این دو زندانی را برادر کوچک خود میداند میگوید: «خدایا خود میدانی که سالها خودم در همین وضعیت در مقابل چوبه دار و در نزدیکی مرگ در سلول انفرادی در سکوتی هولناک به انتظار نشسته بودم به گواه و شهادت خودت ذرهای نگران نبودم٬ ولی اکنون بعد از ۱٣ سال در زندان که دیگر نه رمقی برایم باقی مانده و نه توانی٬ صدای فرو ریختن قلبم را با هر صدای باز شدن درب بند بسان ناقوس بزرگ مرگ میشنوم٬ که این بار نه بسراغ خودم که بسراغ زانیار و لقمان٬ جوانان معصومی که به اندازه برادران کوچکتر و بچههای خودم دوستشان دارم٬ آمدهاند.»

متن کامل این نامه را در زیر میخوانید: به خواندن ادامه دهید
تأثیرات روحی- روانی سلول انفرادی در گفتوگو با نورایمان قهاری- بخش دوم
همان طور که میدانید قصد بازجو این است که زندانی را به شکست بکشاند و او را از هویت انسانیاش تهی کند و آنچه که باور خودش است را به زندانی القا کند. برای همین است که زندانبان سعی میکند از محیط زندان برای هر چه بیشتر گیج و سردرگم کردن زندانی استفاده کند. این اعمال خیلی برنامه ریزی شده انجام میشود و زندانیان به ما میگویند که یکی از روشهای موثر برای متلاشی کردن مقاومت زندانی، جدا کردن او از سایر زندانیان و به انفرادی کشاندن اوست.
بنابر این زندانبان در انزوا امکان بیشتری پیدا میکند تا زندانی را به شکست بکشاند و نظر خودش را به او تحمیل کند و یا او را وادار به همکاری کند.
در زندان انفرادی در نبود محرکهای خارجی و یا تحت تاثیر شدت محرکهایی مثل دعا و یا نوحههایی که بیست و چهارساعت پخش میشوند و تمرکز زندانی را به هم میزنند و یا نوار صدای اعترافات زندانیان دیگر که همراه با گریه و ضجه است، به زعم زندانبان قادر است با این کارها ذهن زندانی را هر چه زودتر متلاشی کند و او را به جایی بکشاند که خودش در بزند و بگوید که بیایید من حاضرم اعتراف کنم. به خواندن ادامه دهید

