يکی از عوارض هميشگی نظام ظالمانه سرمايه داری، سوانح حين کار می باشد که در اساس و اغلب به دلیل عدم تهیه وسائل ايمنی ضروری در محیط کار توسط سرمایه داران جهت کاستن از هزینه تولید و افزایش سود خود به وجود می آیند، اما سرمایه داران و مبلغین آن ها هميشه مسئوليت چنين سوانحی را بر دوش خود کارگران و بی مبالاتی آن ها می اندازند و به اين طريق مسئوليت خود در اين سوانح را لاپوشانی می کنند.
تجربه نشان داده که موفقيت سرمايه داران در اين زمينه کاملا بسته به حد سازمان يابی کارگران و سطح رزمندگی آن ها و وجود سازمان های سياسی انقلابی طبقه کارگر دارد. هر کجا کارگران متشکل تر و رزمنده تر باشند و احزاب کارگری از قدرت و نفوذ بيشتری برخوردار باشند دولت را مجبور می کنند که بورژوازی حريص را به رعايت برخی از اصول ايمنی کار وادار کند. اما در کشور های تحت سلطه ای نظیر ایران که ديکتاتوری های وابسته دست سرمايه داران را در چپاول نيروی کار کاملا باز گذاشته اند و قاعدتا با سرکوب مبارزات کارگران از متشکل شدن آن ها جلوگيری می کنند وضع کاملا فرق می کند.
در اين کشور ها اولاً هر حادثه ای را به حساب بی احتياطی کارگر می گذارند و کارفرما را بی گناه جلوه می دهند؛ و در ثانی بازرس های دولتی که علی الاصول بايد شرايط ايمنی کارخانه را بررسی کرده و کارفرما را وادار به رعايت يک سری اصول ايمنی نمایند در سیستم فاسد موجود برای حفظ شغل خویش چشم های خود را بسته و جيبهای خود را باز می کنند و به اين ترتيب شرايط مرگباری برای کارگران آفريده می شود.