آواتار ناشناخته

به یاد گرامی مادر شایگان (رفیق فاطمه سعیدی – رفیق مادر)

امروز مادری گران‌قدر از میان ما رفت؛
مادری که با تمام وجود به مبارزه علیه ظلم و سرکوب اهریمنان حاکم پیوست و در این راه جگرگوشه‌هایش را هم از دست داد؛ نه در حادثه‌ای طبیعی، نه در گذر زمان … 
بلکه در چنگال خون‌چکان ساواک هنگامی‌که با محاصره و به آتش بستن بی‌محابای خانه سازمانی که رفیق حمید اشرف و سایر رفقایی که به نام رفقای ۸ تیر معروف شدند، بی‌صدا در زیر آتش بی امان آن جنایتکاران خودفروخته‌ی شاه خائن کشته شدند.*

مادر در دل شب‌های دیکتاتوری‌ در تاریکی سلول‌هایی که بوی مرگ می‌دادند‌ در زندان‌های مخوف شاه جنایتکار ایستاد و مقاومت کرد.

مادر با قلبی سوخته اما قامتی افراشته برای آزادی زحمت‌کشان، با دیکتاتوری عریان شاه، با شکنجه‌گران ساواک و با سکوت سنگین جامعه سال‌ها جنگید.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

«دموکراسی» بورژوایی سوئد در حمایت از دیکتاتوری حاکم بر ایران!

حمید نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت که در سال ۱۳۹۸ در سوئد دستگیر و با بوق و کرنا در دادگاه‌های سوئد به جرم مشارکت در قتل عام زندانیان سیاسی ایران در دهه‌ی شصت و به ویژه سال ۱۳۶۷ به حبس ابد محکوم شده بود؛ سرانجام در جریان تبادل زندانی با یوهان فلودرس و سعید عزیزی، شهروندان سوئدی آزاد شد و به ایران بازگشت.

یوهان فلودروس ظاهرا یک دیپلمات سوئدی است که در بهار سال ۱۴۰۱ برای «سفر گردشگری» به همراه چند تن از دوستان خود به ایران سفر کرده بود اما هنگام بازگشت در روز ۲۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۱ بازداشت شد.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

به یاد رفیقی از «گروه آرمان خلق» زنده یاد ناصر مدنی

رفیق ناصر مدنی در بهار سال ۱۳۳۱ در شهرستان بروجرد در خانواده‌ای نیمه مرفه پا به زندگی گذاشت. دوره دبستان و دبیرستان را در زادگاهش گذرانید و دیپلم ریاضی را در تهران اخذ کرد.

ناصر در خانواده مرفه خود، فقر طبقاتی را احساس کرده بود و فقر کارگران را به حساب سرنوشت آسمانی و مقدرات نمی‌گذاشت، او فقر را در رشته مناسبات کارگری و سرمایه‌داری دنبال می‌کرد. بیماری و فقر توده‌هایی که حتی از حداقل مزایای زندگی برخوردار نبودند او را رنج می‌داد و به این امید که زنجیر استثمار را روزی پاره کند پا به عرصه‌ی مبارزه گذاشت.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

به یاد رفیقی از «گروه آرمان خلق» زنده یاد ناصر کریمی

رفیق ناصر کریمی در یک خانواده نیمه مرفه در سال ۱۳۲۶ در شهرستان بروجرد متولد شد. دوران کودکی او توام با درس و کار بود و در اداره‌ی مغازه به پدرش کمک می‌کرد.

رفیق ناصر چند سالی را بدین منوال گذراند و در همین دوران با رفیق هوشنگ ترگل که او هم در مغازه‌ای مشغول به کار بود، آشنا شد. این آشنایی به دوستی عمیقی مبدل گردید و بعد از مدتی با رفقا همایون کتیرایی و بهرام طاهرزاده و ناصر مدنی آشنا گردید و در سال ۱۳۴۵ اولین هسته مبارزاتی گروه آرمان خلق را پی‌ریزی کردند. آنها برای آشنایی بیشتر با منطقه لرستان عازم روستاها شدند. از آن جمله رفیق ناصر به روستای چمن سلطان رفت و مدت چهار ماه از نزدیک با زندگی مشقت‌بار دهقانان آشنا و با تحلیلی که از جامعه روستایی به عمل آورد و در مقایسه با نظریات دیگر رفقا به این نتیجه رسیدند که فعالیت‌های سیاسی به علت جو حاکم در روستاها امکان‌پذیر نیست و از این رو تصمیم به فعالیت در درون کارخانه‌ها را گرفتند.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

به یاد رفقای چریک فدایی خلق (اقلیت) شاخه‌ی لرستان

رفقایی که اکثرا از منطقه‌ی چگنی خرم آباد بودند. رفقایی که ظلم را تاب نیاوردند و در مصاف با ضد خلق جان خود را در راه آزادی و برابری برای همه‌ی خلق‌های تحت ستم فدا کردند.

پس از آن‌که در خردادماه سال ۵۹، نظرات ضد انقلابی هرچه بیشتر در سازمان پرافتخار فدایی رسوخ کرد و به پابوس ارتجاع کشانده شد، این سازمان به دفاع از «خط امام» برای «شکوفایی جمهوری اسلامی» پرداخت و موجب انشعابی بزرگ در سازمان فدایی شد.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

آیا انقلاب پیشارو در ایران یک انقلاب «زنانه» است؟

در یک نظر سنجی از مخاطبان پریسکه در مورد این پرسش، قریب به ۸۵ درصد از پاسخ دهندگان، پاسخ منفی (انقلاب پیشارو در ایران زنانه نیست.) و ۱۵ درصد پاسخ مثبت (انقلاب زنانه است.) دادند.

این نظر سنجی به صورت ناشناس انجام شده و حیطه آن هم به هیچ وجه وسیع نبوده است اما نتیجه این حرکت در حد و اندازه خودش نشان می‌دهد که تبلیغات مدیای اصلی در تحمیل شعارها و به ویژه قلب واقعیت آن‌چه که در جنبش انقلابی داخل می‌گذرد را نمی‌توان به کل جامعه تعمیم داد. به ویژه آن‌که اگر شبیه این نظر سنجی به صورت دمکراتیک و ناشناس در کانال‌های عمومی و در سطح گسترده انجام شده بود به نظر نویسنده این سطور حتما حقایق بیشتری در مورد پرسش بالا و تبلیغات مسلط به دست می‌داد.

اما خارج از بزرگی و کوچکی این نظر‌سنجی، آن‌هم در یک صفحه با مخاطبین محدود، این پرسش برای من فرصتی ایجاد کرد تا در رابطه با این موضوع مهم نکاتی را با خوانندگان و افکار عمومی  که این روزها بدون شک مسایل جاری جنبش را با حساسیت تعقیب می‌کنند در میان بگذارم.

کارل مارکس به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان منتقد جامعه‌ی نابرابر سرمایه‌داری می‌گوید: آزادی زن معیار سنجش آزادی جامعه است!
همچنین در جریان انقلاب روسیه که برای اولین‌بار و جلوتر از بسیاری از کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری حق رای برای زنان و برابری آنان در بسیاری از زمینه‌ها را به رسمیت شناخت، لنین در باب شرکت زنان در انقلاب  تاکید می‌کند: بدون زنان به عنوان نيمی از افراد جامعه، انقلاب امکان‌پذیر نیست، هم‌چنان که بدون پيروزی انقلابِ طبقه کارگر، آزادی و رهایی زنان از قيد رنج و ستم ناممکن می‌باشد
.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

جلوگیری قاضی از درمان رضا انتصاری، زندانی سیاسی

قاضی پرونده رضا انتصاری، خبرنگار و عکاس خبری و از مدیران سایت مجذوبان نور، همچنان مانع از درمان این زندانی سیاسی می‌شود. بنا به گزارش تارنمای مجذوبان نور، ارگان دراویش نعمت اللهی گنادبادی، آقای انتصاری شهریور سال گذشته در یورش نیروهای امنیتی به دفتر سایت مجذوبان نور از ناحیه انگشت دست چپ آسیب دید و به علت اینکه در روزهای نخستین آسیب دیدگی از درمان فوری و مناسب بهره‌مند نشد، اکنون از ناحیه این عضو با مشکل حرکتی جدی رو به رو شده است.*جلوگیری قاضی از درمان رضا انتصاری، زندانی سیاسی
این درحالی است که بنا به گفته خانواده آقای انتصاری، درمان انگشت آسیب دیده وی تا کنون بدون نتیجه بوده است.
تعلل در روند درمان اولیه انگشت دست وی که پارسال به هنگام دستگیری توسط نیروهای امنیتی، آسیب دید مهم‌ترین عامل بی‌نتیجه بودن درمان‌های فعلی اعلام شده است.
بنا به گفته نزدیکان این فعال حقوق دراویش گنابادی، وی روز‌ها پس از ضرب و شتم، یک بار توسط ماموران زندان برای مداوا منتقل شد، اما عدم انجام درمان درست و کامل و بازگردان فوری او به بیمارستان مشکل دست وی را به نقصی دایمی و حل نشدنی تبدیل کرد. به خواندن ادامه دهید