بیش از ده روز است که تودههای تشنه و جان به لب رسیده خوزستان با پیشگامی تودههای تحت ستم عرب در دفاع از حق حیات و معیشت خود پا به میدان مبارزه گذاشتهاند. در این مدت سران جنایت پیشهی جمهوری اسلامی علیرغم گفتارهای ریاکارانه و ادعاهای فریبکارانهی خود مبنی بر ظاهرا درک شرایط دشوار تودههای این منطقه، نیروهای سرکوب خود را به سراغ مردمان تشنه و گرسنه این دیار فرستاده و در عمل جز گلوله و شکافتن سینه کودکان و جوانان پاسخی به مطالبات بر حق تودههای به پا خاسته خوزستان ندادهاند. آخر این رژیم خدمتگزار سرمایهداران خارجی و داخلی، از آنجا که خود عامل فقر و فلاکت و فاجعه بی آبی در خوزستان (و نه فقط در این منطقه) میباشد، قادر به پاسخگویی به ابتداییترین نیاز تودههای رنجدیده نیست و توسل به سرکوب و خونریزی تنها پاسخ آن به این تودهها میباشد.
به خواندن ادامه دهیدبایگانی نویسنده: پریسکه
پیشینه نامگذاری «روز معلم»
در روز دوازدهم اردیبهشتماه سال ۱۳۴۰ خورشیدی معلمان کشور جهت احقاق حقوق حقه خود دست به اعتراض و اعتصاب سراسری زدند.
معلمین تهران در این روز قصد ورود به محوطه وزارت فرهنگ را داشتند که از ورود آنان جلوگیری به عمل آمد.
معلمان راهی میدان بهارستان شدند و جلو ساختمان مجلس روی زمین به تحصن نشستند. پلیس برای متفرق کردن آنان از ماشین آبپاش استفاده کرد ولی معلمان از جای خود تکان نخوردند.

دکتر خانعلی دبیر ۲۹ ساله دبیرستان جامی به اتفاق چند دانش آموز به بالای ماشین آبپاش رفته و جهت شیلنگ را عوض کردند. در این زمان پلیس شروع به تیراندازی هوایی کرد ولی باز معلمان از جای خود بر نخواستند.
در این هنگام سرهنگ ناصر شهرستانی، رییس کلانتری شماره دو اقدام به شلیک نمود که دکتر خانعلی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در بیمارستان درگذشت.
محمد درخشش رییس جامعه معلمان ایران و رهبر اعتصاب نیز دستگیر و به زندان افتاد.
از آن به بعد اعتراض رنگ سیاسی به خود گرفت و معلمان چهار شرط برای پایان اعتصاب به شرح زیر اعلام کردند:
به خواندن ادامه دهیدچرا سوسیالیسم؟ – آلبرت اینشتین
آلبرت اینشتين (زاده ۱۴ مارچ ۱۸۷۹- درگذشت ۱۸ آپریل ۱۹۵۵) مقاله زير را شش سال قبل از مرگاش در سن هفتاد سالگی برای اولين شماره مجله مانتلی ريويو نوشت. در اين هنگام از زمانی كه او درجه دكترای خود را در فيزيک با طرح نظريه نسبيت و برابری ماده و انرژی گذراند، ۴۴ سال میگذشت. تئوری نسبيت اینشتين تاثير عظيمی بر علم گذاشت و نتايج جديد و عميقی را درباره طبيعت و فضا، زمان، حركت، ماده، انرژی و روابطی كه بر آنها حاكم است، عرضه كرد. به زبان ساده تئوری او از جمله مطرح میكرد كه ميزان حركت ساعت در فضا با افزايش سرعت كاهش میيابد و اينكه انرژی و ماده برابر و قابل تبديل به يكديگرند.
چرا سوسیالیسم؟
آيا كسی كه متخصص علم اقتصاد و جامعه شناسی نباشد میتواند در رابطه با سوسياليسم اظهار نظر كند؟
من به دلايل مختلف به اين پرسش پاسخ مثبت میدهم.
بگذاريد اول پرسش را از منظر علمی مورد بررسی قرار دهيم. ممكن است چنين به نظر آيد كه به لحاظ اصولشناسی بين علم نجوم و علم اقتصاد تفاوتهای بنيادين وجود ندارد. دانشمندان هر دو حوزه علمی تلاششان بر اين است تا در جهت هر چه روشنتر شدن رابطه بين پديدههای معين به قوانين قابل پذيرش دست يابند. اما در واقعيت اين تفاوتهای اصولی وجود دارند و اين به نوبه خود، دستيابی به قوانين اصولی حوزه اقتصاد را مشكل میسازد. پديدههای اقتصادی تحت تاثير عوامل زيادی قرار میگيرند كه ارزيابی آنها را مشكل میسازند. علاوه بر اين، تجربه كسب شده از آغاز تاريخ متمدن بشری به مقدار زيادی تحت تاثير عللی كه به هيچ وجه اقتصادی نيستند قرار گرفته است. به عنوان مثال بيشتر دولتها در طول تاريخ موجوديت و هويت خود را به شيوه غلبه بر ديگران به دست آوردهاند. پيروز شدهگان هم از لحاظ قانونی و هم از لحاظ اقتصادی طبقه ممتاز را تشكيل میدادند. مالكيت زمين را در انحصار خود میگرفتند و هرم قدرت كليسايی را با گماردن كشيشهای مورد اعتماد خود تشكيل میدادند. كشيشها با در اختيار داشتن سيستم آموزشی، جامعه طبقاتی را به طور دایمی نهادينه كردند و چنان سيستم ارزشیای ايجاد كردند كه رفتار اجتمايی مردم پس از آن، تا اندازه زيادی ناخودآگاه، در مسير رفتار اجتماعی تعريف شده از سوی كليسا هدايت میشد.
به خواندن ادامه دهیدبه یاد چریک فدایی خلق پریدخت آیتی (رفیق غزال)
دوستانش به او «غزال» میگفتند. خودش هم غزال را به عنوان اسم مستعار برگزیده بود، و شعرها و نوشتههایش را با این نام امضا میکرد. در آبان سال ۱۳۳۰ در بابل متولد شد و در فروردین ۱۳۵۶ که به شهادت رسید ۲۵ سال داشت.
رفیق غزال (پریدخت آیتی) در یک خانواده فرهنگی بار آمده بود. پدر او، عبدالمحمد آیتی اهل بروجرد از خطه لرستان بود که در سال ١٣٢٩ به عنوان دبیر ادبیات به شهر بابل منتقل شده و در همانجا ازدواج کرده بود و غزال اولین فرزند خانواده بود.
به خواندن ادامه دهیدروزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد!
۱۴ بهمن امسال (۱۳۹۹) که مصادف است با سی و نهمین سالگرد تیرباران رفقای همرزم فدایی محمدحسن بهادری طولابی (کسری) و عبدالرضا نصیری حال و هوای دیگری دارد؛ از آن جهت که مادران داغدیده این دو رفیق _رفقای مبارز علیه ظلم و نابرابری و دیکتاتوری ذاتیای که در نظام سرمایهداری حاکم بر کشور ماست و پس از انقلاب تودههای تحت ستم علیه نظام شاهنشاهی همچنان برقرار ماند_ در فراق فرزندانشان بیتابانه زیستند و با عشق عمیق مادر و فرزندیشان همواره بر این باور بودند که «روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد!» و سرانجام چنین شد که مراسم چهلم این مادران رنج کشیده با سالگرد جگر گوشههایشان با اختلاف چند روز در ماه بهمن همراه شد.
به خواندن ادامه دهیدمادر طولابی مادری دیگر از نسل دادخواهان دهه خونین شصت از میان ما پر کشید.
خانم قمر الملوک امیرپور امرایی (غضنفری) مادر رفیق محمدحسن بهادری طولابی (کسری) روز دوشنبه ۱۵ دیماه ۱۳۹۹ در خرم آباد از میان ما رفت.
مادری بی تاب که تا آخرین لحظههای زندگی پر از آبرو و شرفش چشم به راه دیدار فرزندش ماند، بی آنکه مرگ دژخیم جنایتکار را ببیند!
افسوس و هزاران افسوس که سران و جانیان رژیم جمهوری اسلامی هنوز به سزای اعمالشان نرسیده و این مادران داغدار یکی پس از دیگری از میان ما میروند و دادخواهی را به چشم نمیبینند.
به خواندن ادامه دهیدمادر نصیری از میان ما رفت!
متاسفانه با خبر شدیم که خانم ماهدولت پورنصیرخانی جودکی مادر رفقای فدایی «حمیدرضا و عبدالرضا نصیری» روز جمعه پنجم دیماه ۱۳۹۹ از میان ما رفتند.
رفقا حمیدرضا و عبدالرضا از اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران (اقلیت) بودند که به ترتیب در تابستان ۱۳۶۷ و ۱۴ بهمن ۱۳۶۰ توسط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعدام شدند. مادر نصیری در حالی که داغدار فرزندان فداییاش بود و هنوز جای خالی آنها را باور نکرده بود با مرگ فرزند دیگرش آقارضا که در تصادفی ناگوار در اسفند ۱۳۷۹ به همراه همسرش افسانه اسدیان، خواهر چریک فدایی خلق رفیق سیامک اسدیان (اسکندر) و فرزندانش (سپیده و سحر) جملگی جان خود را از دست دادند روبهرو شد و داغی بر داغهای دیگر این مادر رنجدیده افزوده شد.
نو عروسان خون، قربانیان خاموش «خون بس»!
موهای بلند و پریشانش را در باد شانه میزنند … عطر گیسوانش فضا را پر کرده است. قرار بوده که امروز شادترین روز زندگیاش باشد و زنان روستا کِلزنان لباس سپید عروسی را بر تنش کنند و برایش آرزوی خوشبختی کنند، اما همه میدانند که چه سرنوشت شوم و دردآوری در انتظار دخترک بیچاره است. او عروس خون میشود تا به جنگ مرگبار دو قبیله اعلان آتش بس کند. کسی اما از او نمیپرسد که دلش به این وصلت رضاست یا نه؟ کسی نمیخواهد به چشمان پر از اندوهش نگاه کند، عروسیست، اما انگار در همان روز عزای دخترک بیچاره تازه بالغ شدهشان را به سوگ نشستهاند. او قرار است یک عمر در خانه مردی از قبیله مقتول مُردگی کند. با این ازدواج حکم اعدام تدریجی دخترک توسط مردان قبیلهاش، امضا شده … قرار است مادر شود؛ اما اسیر … قرار است کارگر بی مزد و منت قبيلهای شود که خونبهای فرزند تازه کشته شدهشان، زنیست که از امروز تا آخر عمرش باید گوش به فرمان مردم قبیله باشد. …
این سرنوشت دخترکان بسیاری در برخی از مناطق ایران است. رسم ارتجاعی و شومی به نام «خونبس» و یا «فصلیه» در بین اعراب.
به خواندن ادامه دهیدنه! هرگز شب را باور نکردم…
هرگز نگاهی عام به مفهوم شعر «سال ۲۰۰۰» از سرودههای اردلان سرفراز نداشتهام؛ و همیشه بر این باور بودهام که در سیاهترینِ سیاهیها، روزنهای پدیدار خواهد شد.
شاید احمد شاملو به بهترین نحو حس و حال بالا را به زبان شعر در آورده باشد.
«نه!
هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچهیی
دل بسته بودم.»
اما شعر اردلان سرفراز نه از آن رو که در سال ۲۰۰۰ آن اتفاقات خواهد افتاد، بل همان طور که در پایان شعر میگوید. به خواندن ادامه دهید
به یاد گرامی چریک فدایی خلق، رفیق فریده غروی
رفیق فریده غروی در سال ۱۳۳۲ در شهر بروجرد به دنیا آمد. دوران مدرسه را تا مقطع دیپلم در این شهر به پیش برد و تحصیلات خود را در دانشکده علوم دانشگاه تهران ادامه داد.
رفیق فریده در دوران دانشجویی همزمان به مبارزه مخفی هم مشغول بود و ۲ ماه مانده به پایان آخرین سال تحصیلیاش، رسما به سازمان چریکهای فدایی خلق ایران پیوست؛ و با همرزمانش در مخفیگاه به مبارزه مسلحانه جاری علیه ظلم و ستم و فساد حاکم بر جامعه پرداخت.





