با توجه به رخدادهایی که اخیرا در باب سینما و هنر در جامعه داخل و خارج ایران پیش آمده است(جوایز جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ به اصغر فرهادی و شهاب حسینی، مرگ کیارستمی، سریال شهرزاد و…) و با توجه به نظرات متفاوتی که توسط مردم در مورد هنرمندان و جهت گیری های سیاسی ـ اجتماعی شان مشاهده می شود، بر آن شدم تا توجه دوستان و رفقای گرامی را به مصاحبه ای که با شاعر آزادی احمد شاملو در باب «در تعهد هنر» صورت گرفته است، جلب نمایم.
پریسکه
– به نظر شما شعر هنرى آزاد است يا ملتزم؟
– اصولاً هنر ملتزم نيست يعنى هيچ گاه التزام و تعهد نقشى در آفرينش هنرى بازى نمى كند. التزام امرى شخصى و فردى است. در موسيقى موزار هيچ تعهدى به چشم نمى خورد و مى توان گفت آثار او فقط موسيقى خالص است در حالى كه مثلاً باخ را مى شود متعهد به كليسا دانست يا مثلاً وانگوگ را، صرف نظر از طرح هاى نخستين اش، نقاشى فاقد تعهد به شمار آورد هر چند كه اين موضوع در روزگار آن ها مطرح نبوده است. اما التزام هنرمند بايد انسانى باشد. التزامى فارغ از قيد و بند فرقه گرائى و تحزب. التزامى فارغ از سياست و تنها در راه تعالى انسان. اما به هر تقدير اثر هنرى پيش از آن كه بار تعهد يا التزامى را به دوش بكشد بايد هويت هنرى خود را ثابت كند. حافظ نه به اين دليل كه بيش از شاعران ديگر غم خوار انسان و دشمن رياكارى بوده بر قله غزل فارسى پايدار مانده. تعهد او فرع استادى و قدرت غزل سرایی اش است. ماياكفسكى – شاعر انقلابى – التزام و تعهد اجتماعى شاعر را اساس كار قرار مى داد و مى گفت شاعر بايد براى نوشتن شعر از اجتماع سفارش قبول كند و شعر را «محصول سفارش اجتماعى» مى خواند. او فراموش كرده بود كه نخست بايد شاعر بود تا بتوان به سفارش جامعه پاسخ شايسته داد، و گر نه بسيار بودند كسانى كه به همان راه او رفتند و نامى باقى نگذاشتند. من هم شعر پريا را مستقيماً به سفارش اجتماع نوشتم. جامعه كه با كودتاى ۱۳۳۲ لطمه نوميدانه شديدى خورده بود به آن نياز داشت و من كه در متن جامعه بودم اين نياز را درک كردم و به آن پاسخ گفتم. آن هم با زبان خود توده. و توده هم بى درنگ آن را تحويل گرفت و برد. لازم اش داشت و من اين لزوم را با پوست و گوشت ام احساس كرده بودم. پس شعرى بود محصول لزوم و اقتضا. اقتضاى وارستگى، نه اقتضاى وابستگى. اقتضاى ايثارى نه اقتضاى بيعارى. اين شعر منباب مقايسه در همان تاريخى نوشته شد كه مثلاً شاعر ديگرى سرگرم صادر كردن چنين چيزهائى بود.
وقتی که در روز اول فروردین سال ۱۳۵۸(یک ماه و هفت روز پس از قیام ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) نيروهای مسلح جمهوری اسلامی از هوا و زمین به کردستان یورش بردند و مردم بی گناهی را که در راه آزادی و برابری خون داده بودند و قیام بهمن ۵۷ را رقم زده بودند، را قتل عام کردند، توهم بخش بزرگی از مردم به رژيم در مواجهه با این جنایت و وحشی گری جديد فرو ريخت.




