وقتی که در روز اول فروردین سال ۱۳۵۸(یک ماه و هفت روز پس از قیام ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) نيروهای مسلح جمهوری اسلامی از هوا و زمین به کردستان یورش بردند و مردم بی گناهی را که در راه آزادی و برابری خون داده بودند و قیام بهمن ۵۷ را رقم زده بودند، را قتل عام کردند، توهم بخش بزرگی از مردم به رژيم در مواجهه با این جنایت و وحشی گری جديد فرو ريخت.
از همان زمان به بعد بود که مخالفان را در فرودگاه سنندج به دستور خلخالی و بدون برگزاری یک دادگاه عادلانه، تیرباران می کردند و یا رهبران ترکمن صحرا را ترور نمودند. اين جنايات نشان می داد که جمهوری اسلامی از همان آغاز به قدرت رسيدن از جنایت و کشتار کوتاهی نکرده است. البته يورش سيستماتيک و سراسری به مردم بعد از ۳۰ خرداد سال ۶۰ و اعدام های دهه شصت هم امری نيست که کسی قادر به فراموشی آن باشد. اوج اين وحشی گری ها هم کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷ بود. همان دادگاه های معروف ۲ دقیقه ای و قتل عام فجیع در تابستان شصت و هفت. اما همه می دانند که این پایان ماجرا نبوده و نیست. اين اذيت و آزار و کشتار، امروز هم ادامه دارد و دولت تدبیر و امید با آن کلید دروغین اش، به غیر از اعدام های مخفیانه و فلاکت بیشتر چیز دیگری برای بهبود اوضاع جامعه به ارمغان نیاورده است. به خواندن ادامه دهید







