جمهوری اسلامی رژیمی وابسته به امپریالیسم است که توسط امپریالیستها در کنفرانس گوادلوپ جهت سرکوب انقلاب مردم به قدرت رسید. این رژیم از همان ابتدا در تبلیغات فریبکارانهاش مدعی “استقلال” و “مبارزه با استکبار جهانی” بوده است. واقعیت این است که این تبلیغات دروغین باعث فریب خیلیها از جمله بخشی از مخالفین این رژیم هم گشته است. امروز در صفوف مخالفین جمهوری اسلامی در حالیکه به طور وسیعی از اهمیت تعیین کننده کنفرانس گوادلوپ جهت روی کار آمدن این رژیم سخن گفته میشود اما با این همه جمهوری اسلامی را رژیمی وابسته به امپریالیسم نمیشناسند. از سوی دیگر به خصوص به دنبال فروپاشی شوروی تبلیغات بورژوايی در تلاش است که اساسا امپریالیسم را نیز امری قدیمی و نامربوط به شرایط کنونی جا بزند. تحریفی که به عدم درک ماهیت واقعی جمهوری اسلامی کمک میکند. به همین دلیل هم در این نوشته در ابتدا تلاش میشود تا معنای واقعی امپریالیسم طرح گشته و سپس به سرسپردگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم پرداخته شود.
به خواندن ادامه دهیدبایگانی برچسبها: سرمایه داری
«دموکراسی» بورژوایی سوئد در حمایت از دیکتاتوری حاکم بر ایران!
حمید نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت که در سال ۱۳۹۸ در سوئد دستگیر و با بوق و کرنا در دادگاههای سوئد به جرم مشارکت در قتل عام زندانیان سیاسی ایران در دههی شصت و به ویژه سال ۱۳۶۷ به حبس ابد محکوم شده بود؛ سرانجام در جریان تبادل زندانی با یوهان فلودرس و سعید عزیزی، شهروندان سوئدی آزاد شد و به ایران بازگشت.
یوهان فلودروس ظاهرا یک دیپلمات سوئدی است که در بهار سال ۱۴۰۱ برای «سفر گردشگری» به همراه چند تن از دوستان خود به ایران سفر کرده بود اما هنگام بازگشت در روز ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۱ بازداشت شد.
به خواندن ادامه دهیددرباره مجازات سران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی!
این مقاله در سال ۱۳۸۵ نوشته شده است!
ارنستو چِه گِوارا میگوید «علیرغم آن که ممکن است این حرف مسخره به نظر بیاید، اجازه دهید بگویم که یک انقلابی واقعی با احساسات عشق است که هدایت میشود.» آری، قدرت محرکه کمونیستها عشق به آزادی، عشق به رهایی تودههای مردم از دستهای خونآلود سرمایهداری جهانی و عشق به انسانیت است. آنها نه با وعدهی داشتن جایگاه مخصوص در بهشت است که جان خود را بر کف گرفته و به جنگ دشمنان خلق میروند بلکه با آگاهی بر این واقعیت که آزادی بشریت از یوغ سرمایهداری به رهبری و پیشگامی آنها و به دست پر قدرت و پر توان تودههای عظیم کارگران و زحمتكشان تحقق میپذیرد است که سرنگونی سرمایهداری جهانی و حامیان بومیاش را سازماندهی میکنند.
به خواندن ادامه دهیدآیا انقلاب پیشارو در ایران یک انقلاب «زنانه» است؟
در یک نظر سنجی از مخاطبان پریسکه در مورد این پرسش، قریب به ۸۵ درصد از پاسخ دهندگان، پاسخ منفی (انقلاب پیشارو در ایران زنانه نیست.) و ۱۵ درصد پاسخ مثبت (انقلاب زنانه است.) دادند.
این نظر سنجی به صورت ناشناس انجام شده و حیطه آن هم به هیچ وجه وسیع نبوده است اما نتیجه این حرکت در حد و اندازه خودش نشان میدهد که تبلیغات مدیای اصلی در تحمیل شعارها و به ویژه قلب واقعیت آنچه که در جنبش انقلابی داخل میگذرد را نمیتوان به کل جامعه تعمیم داد. به ویژه آنکه اگر شبیه این نظر سنجی به صورت دمکراتیک و ناشناس در کانالهای عمومی و در سطح گسترده انجام شده بود به نظر نویسنده این سطور حتما حقایق بیشتری در مورد پرسش بالا و تبلیغات مسلط به دست میداد.
اما خارج از بزرگی و کوچکی این نظرسنجی، آنهم در یک صفحه با مخاطبین محدود، این پرسش برای من فرصتی ایجاد کرد تا در رابطه با این موضوع مهم نکاتی را با خوانندگان و افکار عمومی که این روزها بدون شک مسایل جاری جنبش را با حساسیت تعقیب میکنند در میان بگذارم.
کارل مارکس به عنوان یکی از بزرگترین اندیشمندان منتقد جامعهی نابرابر سرمایهداری میگوید: آزادی زن معیار سنجش آزادی جامعه است!
همچنین در جریان انقلاب روسیه که برای اولینبار و جلوتر از بسیاری از کشورهای پیشرفتهی سرمایهداری حق رای برای زنان و برابری آنان در بسیاری از زمینهها را به رسمیت شناخت، لنین در باب شرکت زنان در انقلاب تاکید میکند: بدون زنان به عنوان نيمی از افراد جامعه، انقلاب امکانپذیر نیست، همچنان که بدون پيروزی انقلابِ طبقه کارگر، آزادی و رهایی زنان از قيد رنج و ستم ناممکن میباشد.
چرا سوسیالیسم؟ – آلبرت اینشتین
آلبرت اینشتين (زاده ۱۴ مارچ ۱۸۷۹- درگذشت ۱۸ آپریل ۱۹۵۵) مقاله زير را شش سال قبل از مرگاش در سن هفتاد سالگی برای اولين شماره مجله مانتلی ريويو نوشت. در اين هنگام از زمانی كه او درجه دكترای خود را در فيزيک با طرح نظريه نسبيت و برابری ماده و انرژی گذراند، ۴۴ سال میگذشت. تئوری نسبيت اینشتين تاثير عظيمی بر علم گذاشت و نتايج جديد و عميقی را درباره طبيعت و فضا، زمان، حركت، ماده، انرژی و روابطی كه بر آنها حاكم است، عرضه كرد. به زبان ساده تئوری او از جمله مطرح میكرد كه ميزان حركت ساعت در فضا با افزايش سرعت كاهش میيابد و اينكه انرژی و ماده برابر و قابل تبديل به يكديگرند.
چرا سوسیالیسم؟
آيا كسی كه متخصص علم اقتصاد و جامعه شناسی نباشد میتواند در رابطه با سوسياليسم اظهار نظر كند؟
من به دلايل مختلف به اين پرسش پاسخ مثبت میدهم.
بگذاريد اول پرسش را از منظر علمی مورد بررسی قرار دهيم. ممكن است چنين به نظر آيد كه به لحاظ اصولشناسی بين علم نجوم و علم اقتصاد تفاوتهای بنيادين وجود ندارد. دانشمندان هر دو حوزه علمی تلاششان بر اين است تا در جهت هر چه روشنتر شدن رابطه بين پديدههای معين به قوانين قابل پذيرش دست يابند. اما در واقعيت اين تفاوتهای اصولی وجود دارند و اين به نوبه خود، دستيابی به قوانين اصولی حوزه اقتصاد را مشكل میسازد. پديدههای اقتصادی تحت تاثير عوامل زيادی قرار میگيرند كه ارزيابی آنها را مشكل میسازند. علاوه بر اين، تجربه كسب شده از آغاز تاريخ متمدن بشری به مقدار زيادی تحت تاثير عللی كه به هيچ وجه اقتصادی نيستند قرار گرفته است. به عنوان مثال بيشتر دولتها در طول تاريخ موجوديت و هويت خود را به شيوه غلبه بر ديگران به دست آوردهاند. پيروز شدهگان هم از لحاظ قانونی و هم از لحاظ اقتصادی طبقه ممتاز را تشكيل میدادند. مالكيت زمين را در انحصار خود میگرفتند و هرم قدرت كليسايی را با گماردن كشيشهای مورد اعتماد خود تشكيل میدادند. كشيشها با در اختيار داشتن سيستم آموزشی، جامعه طبقاتی را به طور دایمی نهادينه كردند و چنان سيستم ارزشیای ايجاد كردند كه رفتار اجتمايی مردم پس از آن، تا اندازه زيادی ناخودآگاه، در مسير رفتار اجتماعی تعريف شده از سوی كليسا هدايت میشد.
به خواندن ادامه دهید




