آواتار ناشناخته

تطهیر ساواک تحریف نیست؛ سلاخی حقیقت و سقوط اخلاق انسانی‌ست!

تطهیر ساواک فقط تحریف تاریخ نیست؛ اعلام جنگ علیه حافظه‌ی جمعی و تاریخی یک ملت است. سلاخیِ حقیقت در بارگاه تاریخ است. هر کسی که امروز آرم ساواک را بر سینه می‌زند و به آن افتخار می‌کند در واقع به زندانی‌ای که زیر کابل و شلاق بیهوش شد، به انسانی که زیر بازجویی استخوان‌هایش شکست و به نسلی که در خفقان نفس کشید، می‌گوید «دروغ می‌گویی!» و یا این‌که «حقت بوده!» چرا که طالبان سلطنت به خاطر بی‌سوادی تاریخی‌شان _حتی اگر برخا اندک مطالعه‌ی تاریخی‌ای دارند و یا مستنداتی را مشاهده کرده‌اند_ روایت‌شان از تاریخ، سرشار از دروغ و تحریف بوده است؛ به همین خاطر بر این باورند که ساواک شاه هیچ شکنجه و جنایتی را علیه جامعه انجام نداده است؛ که اگر این کار را کرده بود، حکومت پهلوی سرنگون نمی‌شد.

این فقط یک اختلاف سیاسی نیست؛ گردن زدن حقیقت و سقوط اخلاقی و انسانی است.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

درباره‌ی وابستگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم!

جمهوری اسلامی رژیمی وابسته به امپریالیسم است که توسط امپریالیست‌ها در کنفرانس گوادلوپ جهت سرکوب انقلاب مردم به قدرت رسید. این رژیم از همان ابتدا در تبلیغات فریبکارانه‌اش مدعی “استقلال” و “مبارزه با استکبار جهانی” بوده است. واقعیت این است که این تبلیغات دروغین باعث فریب خیلی‌ها از جمله بخشی از مخالفین این رژیم هم گشته است. امروز در صفوف مخالفین جمهوری اسلامی در حالی‌که به طور وسیعی از اهمیت تعیین کننده کنفرانس گوادلوپ جهت روی کار آمدن این رژیم سخن گفته می‌شود اما با این همه جمهوری اسلامی را رژیمی وابسته به امپریالیسم نمی‌شناسند. از سوی دیگر به خصوص به دنبال فروپاشی شوروی تبلیغات بورژوايی در تلاش است که اساسا امپریالیسم را نیز امری قدیمی و نامربوط به شرایط کنونی جا بزند. تحریفی که به عدم درک ماهیت واقعی جمهوری اسلامی کمک می‌کند. به همین دلیل هم در این نوشته در ابتدا تلاش می‌شود تا معنای واقعی امپریالیسم طرح گشته و سپس به سرسپردگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم پرداخته شود.

به خواندن ادامه دهید
آواتار ناشناخته

جرم‌انگاری فقر و سیاستِ ارعاب سازمان‌یافته!

اين نوشته به چند واقعیتِ گره‌خورده می‌پر‌دازد: فقر، خشونت و هشدارهایی نهفته در دل سرکوب.

«جرم‌انگاری» یعنی چیزی که در ذات خود جرم نیست مثل فقر، بیکاری یا دستفروشی، به زورِ قانون جرم شمرده شود و با آن مانند جنایت برخورد کنند. در ایران امروز، نظام حاکم از یک‌سو جامعه را در سراشیبی بحران و فقر فرو برده و از سوی دیگر تلاش فرودستان را برای بقا با سرکوب و مجازات پاسخ می‌دهد. ویدیوی هولناک ضرب‌وشتم دو دستفروش به دست «گَله»ای از ماموران شهرداری قزوین فضای مجازی را پر کرده است؛ صحنه‌هایی که بازتاب روشنی از ماهیت رژیمی‌ست که حتی توان پاسخ‌گویی به ابتدایی‌ترین نیازهای جامعه برای گذران زندگی معمولی را ندارد و بر پایه خشونت و تحقیر مردم بنا شده است. وقتی نهادی مانند شهرداری که باید حافظ خدمات شهری و سامان‌دهنده زندگی روزمره باشد، به بازوی سرکوب بدل می‌شود، روشن است که قدرت سیاسی نه برای خدمت به مردم بلکه تنها برای بقای خود از طریق زور عمل می‌کند. این تصاویر نشان می‌دهند که رژیم به‌جای حل ریشه‌ای مشکلاتی چون بیکاری و فقر، بقای خود را در نمایش خشونت و تحمیل ترس جست‌وجو می‌کند.

به خواندن ادامه دهید