آواتار ناشناخته

درباره زندگی رفیق شهید محمدحسین خادمی!

رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی در ۷ آبان‌ماه سال ۱۳۶۰ با اعدام رفیق محمدحسین خادمی، یکی از پرشورترین چریک‌های فدایی خلق و یکی از رهروان پیگیر آرمان‌های انقلابی طبقه کارگر را از ما و کارگران پیشرو ایران گرفت.

او رفیقی بود که صداقت، صمیمیت و فعالیت مستمر و خستگی‌ناپذیرش در جهت تحقق آرمان‌های کمونیستی، زبانزد یارانش بود؛ رفیق پر شوری که نه تنها مرگ سرخش بلکه زندگی مبارزاتی‌اش همواره الهام‌بخش یارانش بود و می‌باشد.

سال شصت سالی بود که جمهوری اسلامی یورش وحشیانه‌ای به سازمان‌های سیاسی و جنبش انقلابی خلق‌های ما سازمان داد. در این سال روزی نبود که روزنامه‌های رژیم جنایتکار از تیرباران و کشتن تعدادی از کمونیست‌ها و آزادی‌خواهان خبر ندهند، همان سالی که در توصیفش امروز ولی فقیه جنایتکار جمهوری اسلامی (خامنه‌ای) از آن تحت نام «خدای سال شصت» نام می‌برد.

به خواندن ادامه دهید →
آواتار ناشناخته

درباره‌ی وابستگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم!

جمهوری اسلامی رژیمی وابسته به امپریالیسم است که توسط امپریالیست‌ها در کنفرانس گوادلوپ جهت سرکوب انقلاب مردم به قدرت رسید. این رژیم از همان ابتدا در تبلیغات فریبکارانه‌اش مدعی “استقلال” و “مبارزه با استکبار جهانی” بوده است. واقعیت این است که این تبلیغات دروغین باعث فریب خیلی‌ها از جمله بخشی از مخالفین این رژیم هم گشته است. امروز در صفوف مخالفین جمهوری اسلامی در حالی‌که به طور وسیعی از اهمیت تعیین کننده کنفرانس گوادلوپ جهت روی کار آمدن این رژیم سخن گفته می‌شود اما با این همه جمهوری اسلامی را رژیمی وابسته به امپریالیسم نمی‌شناسند. از سوی دیگر به خصوص به دنبال فروپاشی شوروی تبلیغات بورژوايی در تلاش است که اساسا امپریالیسم را نیز امری قدیمی و نامربوط به شرایط کنونی جا بزند. تحریفی که به عدم درک ماهیت واقعی جمهوری اسلامی کمک می‌کند. به همین دلیل هم در این نوشته در ابتدا تلاش می‌شود تا معنای واقعی امپریالیسم طرح گشته و سپس به سرسپردگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم پرداخته شود.

به خواندن ادامه دهید →
آواتار ناشناخته

درباره مجازات سران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی!

این مقاله در سال ۱۳۸۵ نوشته شده است!

ارنستو چِه گِوارا می‌گوید «علی‌رغم آن که ممکن است این حرف مسخره به نظر بیاید، اجازه دهید بگویم که یک انقلابی واقعی با احساسات عشق است که هدایت می‌شود.» آری، قدرت محرکه کمونیست‌ها عشق به آزادی، عشق به رهایی توده‌های مردم از دست‌های خون‌آلود سرمایه‌داری جهانی و عشق به انسانیت است. آنها نه با وعده‌ی داشتن جایگاه مخصوص در بهشت است که جان خود را بر کف گرفته و به جنگ دشمنان خلق می‌روند بلکه با آگاهی بر این واقعیت که آزادی بشریت از یوغ سرمایه‌داری به رهبری و پیشگامی آنها و به دست پر قدرت و پر توان توده‌های عظیم کارگران و زحمت‌كشان تحقق می‌پذیرد است که سرنگونی سرمایه‌داری جهانی و حامیان بومی‌اش را سازماندهی می‌کنند.

به خواندن ادامه دهید →
آواتار ناشناخته

گرامی باد یاد و خاطره «فردریش انگلس» اندیشمند بزرگ پرولتاریا

فریدریش انگلس (Friedrich Engels)‏ در ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ در بارمن از توابع شهر ووپرتال آلمان به دنیا آمد. پدرش کارخانه‌دار بود و خانواده‌ای متمول داشت.
انگلس به عنوان فیلسوف و انقلابی کمونیست آلمانی و نزدیک‌ترین همکار کارل مارکس است. او به همراه کارل مارکس «مانیفست حزب کمونیست» و آثار تئوریک دیگری نوشته است. آثار تئوریک او و کارل مارکس را اولین آثار تئوری کمونیستی می‌دانند. انگلس دوش‌به‌دوش مارکس، برای پایه‌گذاری تئوری علمی سوسیالیسم، تدوین برنامه‌ی مبارزاتی کارگران اروپایی و ایجاد حزب طبقه کارگر، پیگیرانه شرکت کرد.

از آغاز جوانی مشتاقانه می‌خواست در پیکار علیه وضع موجود شرکت فعالانه‌ای داشته باشد. در سال ۱۸۴۱ به هنگام گذراندن سربازی، در اوقات فراغت در جلسات سخنرانی دانشگاه‌ها حضور می‌یافت و با افکار نو آشنا می‌شد. در همین سال‌ها همانند مارکس، انگلس نیز به جناح چپ پیروان هگل پیوست و به دنبال آن، در سن ۲۲ سالگی اولین اثر انتقادی خود تحت عنوان «شلینگ و اشراق» نوشت و طی آن از نتیجه‌گیری‌های محافظه‌کارانه و نیز تناقضات مربوط به دیالکتیک غیر مادی فریدریش شلینگ انتقاد کرد.

به خواندن ادامه دهید →