آواتار ناشناخته

جرم‌انگاری فقر و سیاستِ ارعاب سازمان‌یافته!

اين نوشته به چند واقعیتِ گره‌خورده می‌پر‌دازد: فقر، خشونت و هشدارهایی نهفته در دل سرکوب.

«جرم‌انگاری» یعنی چیزی که در ذات خود جرم نیست مثل فقر، بیکاری یا دستفروشی، به زورِ قانون جرم شمرده شود و با آن مانند جنایت برخورد کنند. در ایران امروز، نظام حاکم از یک‌سو جامعه را در سراشیبی بحران و فقر فرو برده و از سوی دیگر تلاش فرودستان را برای بقا با سرکوب و مجازات پاسخ می‌دهد. ویدیوی هولناک ضرب‌وشتم دو دستفروش به دست «گَله»ای از ماموران شهرداری قزوین فضای مجازی را پر کرده است؛ صحنه‌هایی که بازتاب روشنی از ماهیت رژیمی‌ست که حتی توان پاسخ‌گویی به ابتدایی‌ترین نیازهای جامعه برای گذران زندگی معمولی را ندارد و بر پایه خشونت و تحقیر مردم بنا شده است. وقتی نهادی مانند شهرداری که باید حافظ خدمات شهری و سامان‌دهنده زندگی روزمره باشد، به بازوی سرکوب بدل می‌شود، روشن است که قدرت سیاسی نه برای خدمت به مردم بلکه تنها برای بقای خود از طریق زور عمل می‌کند. این تصاویر نشان می‌دهند که رژیم به‌جای حل ریشه‌ای مشکلاتی چون بیکاری و فقر، بقای خود را در نمایش خشونت و تحمیل ترس جست‌وجو می‌کند.

به خواندن ادامه دهید