یکی از خطرناکترین پیامدهای تداوم خشونت، «عادیشدن» آن است. روان انسان برای ادامه کارکرد روزمره نمیتواند برای مدتی طولانی در سطح یکسانی از اضطراب و برانگیختگی باقی بماند و در نتیجه در برابر تکرار اخبار دردناک ممکن است به تدریج حساسیت هیجانی خود را از دست بدهد. این فرایند را میتوان نوعی حساسیتزدایی روانشناختی دانست. تداوم انتظار اخبار جنگ، اعدامهای روزانه، بازداشت شهروندان معترض و کنشگران مدنی-سیاسی و پر کردن زندانها از آنها، عدم پاسخگویی به خانوادههای داغدار/دادخواه و بحران اقتصادیای که جامعه را زیر فشار شدید قرار داده است، راهی نگذاشته جز اینکه زندگی روزمره ادامه پیدا کند و به تدریج فاصله میان آنچه هولناک است و آنچه عادیست کمتر شود.
به خواندن ادامه دهیدبایگانی برچسبها: جامعه
جرمانگاری فقر و سیاستِ ارعاب سازمانیافته!
اين نوشته به چند واقعیتِ گرهخورده میپردازد: فقر، خشونت و هشدارهایی نهفته در دل سرکوب.
«جرمانگاری» یعنی چیزی که در ذات خود جرم نیست مثل فقر، بیکاری یا دستفروشی، به زورِ قانون جرم شمرده شود و با آن مانند جنایت برخورد کنند. در ایران امروز، نظام حاکم از یکسو جامعه را در سراشیبی بحران و فقر فرو برده و از سوی دیگر تلاش فرودستان را برای بقا با سرکوب و مجازات پاسخ میدهد. ویدیوی هولناک ضربوشتم دو دستفروش به دست «گَله»ای از ماموران شهرداری قزوین فضای مجازی را پر کرده است؛ صحنههایی که بازتاب روشنی از ماهیت رژیمیست که حتی توان پاسخگویی به ابتداییترین نیازهای جامعه برای گذران زندگی معمولی را ندارد و بر پایه خشونت و تحقیر مردم بنا شده است. وقتی نهادی مانند شهرداری که باید حافظ خدمات شهری و ساماندهنده زندگی روزمره باشد، به بازوی سرکوب بدل میشود، روشن است که قدرت سیاسی نه برای خدمت به مردم بلکه تنها برای بقای خود از طریق زور عمل میکند. این تصاویر نشان میدهند که رژیم بهجای حل ریشهای مشکلاتی چون بیکاری و فقر، بقای خود را در نمایش خشونت و تحمیل ترس جستوجو میکند.
به خواندن ادامه دهید

