جنگ امپریالیستیای که امپریالیسم آمریکا با کمک سگ زنجیریاش صهیونیستهای اسراییلی و همراه با نقشآفرینی جمهوری اسلامی در یک بحران فاجعهبار علیه مردم ما به راه انداختند در قدم اول قیام تودههای مبارز و آزادیخواه ایران را مورد حمله قرار داد. این جنگ تودههای مبارزی که از استبداد و دیکتاتوری و شرایط نابسامان اقتصادی به تنگ آمده بودند و برای سرنگونی این رژیم خونخوار بهپاخاسته بودند را سرکوب نمود و کوشش شد که جنبش اعتراضی آنان را به عقب بیندازد.
با گذشت زمان اهداف استراتژیک این حمله و بحرانسازی در منطقهی خاورمیانه آشکارتر گشته و معلوم شد که این جنگ با بستن تنگه هرمز به عنوان یک حربه در خدمت اهداف اربابان رژیم جمهوری اسلامی یعنی امپریالیسم آمریکا برای فشار به رقبای امپریالیست دیگر و توسعه سلطه و هژمونیطلبی این قدرت امپریالیستی قرار دارد.
تاریخ حیات جمهوری اسلامی نشان میدهد که جنگ همواره برای رژیم جانی و فاسد حاکم بر ایران «موهبتی الهی» بوده است. موهبتی که در نتیجهی آن جیبهای جنگافروزان هرچه بیشتر پر شده، مردم فقیرتر و محرومتر از قبل شدهاند و از همه مهمتر جمهوری اسلامی در خلال این جنگها به طور کلی و جنگ کنونی به طور مشخص اعتراضات و قیامهای مردمی را شدیدتر سرکوب کرده و برای سرکوبی هرچه پر قدرتتر در فردای پسا جنگ نیز دستآویزهای مورد نیازش را فراهم کرده و میکند.
همچنین فراموش نکنیم که این جنگ علاوه بر هر دستآورد دیگری، برای ترامپ و نتانیاهو هم به عنوان دو جنایتکاری که پروندههای کیفریِ باز دارند و باید در دادگاه حاضر شده تا به اعمال تجاوزکارانه و جنایتکارانهشان رسیدگی شود، موهبتی است که در نتیجه آن افکار عمومی در آن کشورها را از تمرکز بر داخل، به دشمن خارجی معطوف میکند.
در جنگ فاجعهبار کنونی نیز صفی متشکل از تمام جنایتکاران جهانی و ایادی آنان از ترامپ و نتانیاهو گرفته تا جمهوری اسلامی دست در دست یکدیگر در یک بحران مهندسیشده مشغول نقشآفرینی علیه مردم منطقه و کشتار و سرکوب آنان هستند. آنها هر یک با فریبکاری ادعا میکنند که مخالف جنگ و خونریزی و طرفدار دیپلماسی و صلح هستند. اما واقعیت این است که با توجه به بحران اقتصادی گریبانگیر نظام امپریالیستی، سرمایهداران جهانی و دولتهایشان نیازمندِ به راه انداختن جنگهای خونین هستند. آنها به خاطر بقا و منافع خود هیچگاه مخالف «جنگ» نبوده و تنها ژست مخالفت با جنگ را میگیرند. بنابراین بیهوده نیست که ما میبینیم که یکی از جنگطلبترین روسای جمهور آمریکا یعنی دونالد ترامپ با فریبکاری تمام در سایهی شعار «رییس جمهور صلح»، یا چندین جنگ جنایتکارانه در فلسطین، لبنان، اوکراین و ونزویلا و حالا هم در ایران به راه انداخته و یا آتش نابودکنندهی آنها را شعلهورتر ساخته است و در همان حال در جوامع بینالمللی چهرهی پیامبر صلح را به خود گرفته و مدعی دریافت جایزهی صلح نوبل هم میشود!
مخالفین واقعی «جنگ»، مردم و نیروهای مبارز و آزادیخواهی هستند که هم شعار «سرنگونی جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته» را فریاد میزنند و هم خواهان نابودی «امپریالیسم جهانی» و نوکران حلقه به گوششان هستند؛ چرا که معتقدند که این جنگهای ارتجاعی هیچ سود و منفعتی را برای اقشار مختلف جامعه از کارگران و زحمتکشان و معلمان و بازنشستگان گرفته تا دانشجویان و کشاورزان و … به ارمغان نمیآورد و در مقابل، این طبقه ستمگر و متجاوز است که با تجارتِ جنگ و به بهای نابودی حیات و هستی مردم و زیرساختهای جوامعِ تحت سلطه فربه و فربهتر میشود.
در چنین میدانی باید با تمام وجود دارودستهی طالبان سلطنت را نیز افشا کرد. آنها در این جنگ ضد مردمیای که مرتجعین به راه انداختهاند، با سپاسگزاری از «عمو ترامپ» و «بی بیِ» جنایتکارشان به خاطر این «جنگ بشردوستانه» به حمایت از بمباران مردم ایران پرداخته و به بهانهی تضعیف جمهوری اسلامی و سرنگونی آن در ادامه، همراه و همراستا با مرتجعین مردمستیز حرکت کرده و آب در آسیاب جنگی ریختهاند که جز تحکیم هرچه بیشتر سلطه امپریالیستها و صهیونیستها و ایادیشان در ایران یعنی جمهوری اسلامی، بر حیات مردم ما و منطقه حاصلی ندارد.
همواره گفته شده است که خاندان آخوندساز پهلوی و رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی دو روی یک سکهاند. جنگ کنونی نیز دوباره حقیقت فوق را ثابت کرد. جمهوری اسلامی با نقشآفرینی در گسترش این جنگ به کشورهای منطقه علیه منافع مردم ایران اقدام کرد و جنبش آنان را سرکوب نمود و دیگری یعنی پهلوی با دمیدن در شیپور جنگ در واقع با دادن بهانه به حاکمیت به منظور تشدید سرکوب تودهها برای بقای جمهوری اسلامی جاده صاف کرده و میکند.
نکتهی مضحک ماجرا اینجاست که طرفداران و بوقچیهای هر دو سوی استبداد هم از یکدیگر کپیبرداری میکنند. دختر قاسم سلیمانی، سردار قاتل و جانی رژیم، حسن نصرالله را «عمو» صدا میزند و آن روی سکه یعنی طالبان سلطنت، ترامپ را «عمو»ی خود خطاب میکنند.
شرم و نفرت به حدیست که تنها باید به این شعار مردمی بسنده کرد که:
«سپاهی، ساواکی، دشمن ما شمایید!»
بیشک مبارزین انقلابی، این جنگ امپریالیستی را جنگی ضد خلقی میدانند و معتقدند که این جنگها به رغم تبلیغات فریبکارانهی سازماندهندگان و مجریانشان کوچکترین منفعتی برای تودههای تحت ستم و جوانان مبارز و آزادیخواه ندارد. تنها نفع این جنگهای ارتجاعی برای امپریالیستها و نوکرانشان است.
تنها جنگی که مردم مبارز و انقلابی از آن حمایت میکنند، جنگ تودههای متحد و مبارز با رژیمهای جنایتکار و ضد خلقیای چون جمهوری اسلامی به منظور سرنگون کردن آن و ساختن یک جامعهی دموکراتیک و آزاد است.
دیر نیست دور نیست روز رستاخیز خلق!
صمد بهادری طولابی
۲۸ مه ۲۰۲۶ برابر با ۷ خردادماه ۱۴۰۵
